حاميان صدا و سيماي فاسد و دروغگو را بشناسيد

اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا احمدي نژاد منفور را رييس جمهور منتخب ايران جلوه دهند.اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا اعمال آدمكشها و جنايتكاران را ايثار و خدمت جلوه دهند. اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا فقر و فلاكت موجود را آسايش و رفاه جلوه دهند. اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا ديكتاتوري را آزادي جلوه دهند. اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا شهادت ده ها نفر مثل ندا را برنامه از پيش طراحي شده دشمن جلوه دهند. …… و در نهايت اين شركتها به صدا و سيما پول مي دهند تا دروغ را راستي و بدي را خوبي جلوه دهند. بنابراين هر كالايي كه در صدا و سيماي دروغگو و فاسد تبليغ شود را نخواهيم خريد. محصولات زير بعد از كودتاي 22 خرداد در صدا و سيماي دولت نامشروع تبليغ شده اند: • محصولات اتك • قند لادن • محصولات تبرك • فرش الماس كوير • چي توز • مزمز • قلم چي • شامپو صحت • وارنا، صنايع شير تهران • گلريز • تخم مرغ تلاونگ • زر ماكارون • نود اليت • بستني دايتي • ايرانسل • محصولات فرهنگي سروش صدا و سيما را فلج خواهيم كرد بخش عمده اي از درآمدهاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از پخش آگهي هاي تبليغاتي بدست مي آيد. صدا و سيما با كسب اين درآمد اقدام به دروغگويي؛ توهين به شعور مردم؛ واروونه كردن واقعيات؛ توليد برنامه هاي تبليغاتي براي دولت نامشروع و …. ميكند. حال اگر تبليغات پخش شده از صدا و سيماي فاسد اين حكومت؛ تاثير منفي بر سود كارخانه ها؛ سازمانها و هر كسي كه به اين ارگان دروغ پرداز پول ميدهد تا كالايش را تبليغ كند داشته باشد؛ مسلم است كه تبليغات به شدت كم و اين منبع مهم درآمد صدا و سيماي خائن به ايراني فلج خواهد شد. بنابراين از امروز هر كالا يا خدمتي كه از صدا و سيماي اين دولت نامشروع پخش شود را تحريم ميكنيم تا بيش از اين پول به جيب كساني نريزيم كه از هيچ توهيني به مردم ايران دريغ نمي كنند. بسيار مهم است كه اين موضوع به اطلاع همه فروشندگان نيز برسد. رسانه شماييد به همه اطلاع دهيد.
Advertisements

کانون وکلای دادگستری: آئین نامه قوه قضائیه را اجرا نمی کنیم

اتحادیه سراسری کانون وکلای دادگستری ایران اعلام کرده آئین نامه ای که از سوی قوه قضائیه برای کانون وکلا تصویب شده، غیرقانونی است و آن را اجرا نخواهد کرد.بهمن کشاورز رئیس اتحادیه سراسری کانون وکلا در نشستی به همراه برخی روسای کانون وکلای دادگستری گفت: «این آئین نامه را هیچ گاه اجرا نخواهیم کرد چرا که معتقدیم بر اساس قانون تنظیم نشده است.»به گفته آقای کشاورز، این آئین نامه دو اشکال اساسی دارد اول این که بر اساس قانون باید این آئین نامه را کانون وکلا پیشنهاد و رئیس قوه قضائیه تصویب می کرد در حالی که ما هیچ پیشنهادی نداده ایم و دوم این که این آئین نامه با قانون لایحه استقلال کانون وکلا، قانون کیفیت اخذ وکالت و قانون اساسی در تضاد است.قوه قضائیه بیست و هفتم خرداد آئین نامه لایحه استقلال کانون وکلا را اصلاح و روز هفتم تیر آن را منتشر کرده ولی کانون وکلا معتقد است که این کار قوه قضائیه غیرقانونی است و استقلال کانون وکلا را از بین می برد.مهمترین دلیل مخالفت کانون وکلا با این آئین نامه این است که به قوه قضائیه اجازه می دهد پروانه وکالت صادر ، بررسی و در عین حال باطل کند.اتحادیه کانون های وکلا بر این اعتقاد است که صدور پروانه وکالت از جانب قوه قضائیه و تمدید هر ساله آن، آزادی عمل را از وکیل سلب می کند.از نظر کانون وکلای دادگستری اگر افراد مامور تعقیب و صدور حکم و کسانی که دفاع از متهمان را برعهده دارند، هر دو وابسته قوه قضائیه باشند «حق دفاع» مردم دیگر معنی ندارد و این در تضاد با اصل ۳۵ قانون اساسی است.به نظر کانون وکلا، نهاد قضا یک نهاد حکومتی است به همین دلیل دفاع باید مستقل از حاکمیت باشد و در صورت اجرای آئین نامه جدید این استقلال از بین می رود.محمد جندقی رئیس کانون وکلای مرکز گفته است:»موضوع استقلال کانون های وکلا برای جامعه وکلا مسئله مرگ و زندگی است و وکلا اجازه نخواهند داد که بعد از پنجاه و سه سال زحمت پیشکسوتان وکالت برای استقلال کانون وکلا پایمال شود.»به گفته آقای جندقی، اقدامات اتحادیه و کانون وکلاف دفاع از ۲۵ هزار وکیل و ۷۰ میلیون ایرانی است تا بتوانند وکیلی انتخاب کنند و آزادانه، بدون دغدغه، ترس و واهمه حرفشان را بزنند.این نگرانی وجود دارد که در صورت اجرای این آئین نامه، وکلا به دلیل ترس از احتمال باطل شدن پروانه وکالت نتوانند از موکلان خود دفاع کنند.بهروز تقی خانی نماینده کانون وکلای اصفهان گفته است:» اگر وکیل از قاتل یا جاسوس دفاع می کند به این معنا نیست که از جرم قتل یا جاسوسی دفاع می کند بلکه از حقوق قاتل، جنایتکار و حقوقی که هر انسان دارد دفاع می کند.»کانون وکلای دادگستری نهادی غیردولتی است که برای حمایت از وکلا و نیز نظارت بر عملکرد آنها تشکیل شده است.اعضای کانون می گویند با اجرای این آئین نامه، کانون های وکلا از استقلال فعلی خارج و به عنوان بخشی از قوه قضائیه درخواهند آمد و برای همین کانون وکلا درصدد است تا این مشکل را از طریق دیوان عدالت اداری و دیگر مراجع قانونی پیگیری کند.

شکایت موسوی و خاتمی از روزنامه ایران

مدیرمسئول روزنامه ایران گفته است که ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین محمد خاتمی از این روزنامه شکایت کرده اند.
کاوه اشتهاردی به خبرگزاری رسمی دولت ایران گفته است: «تا کنون 6 شکایت از طرف ستاد انتخاباتی آقای موسوی به امضای قربان بهزادیان نژاد (رئیس این ستاد) علیه روزنامه ایران به شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است ضمن آنکه آقای محمد خاتمی هم در شکایت دیگری به طرح دعوا علیه روزنامه ایران پرداخته است».
آقای اشتهاردی موضوع شکایت ها را اعلام نکرده اما گفته است که برای تمام مطالبی که در روزنامه منتشر شده «مستندات دقیق» در اختیار دارد و گفته است که در دادگاه «حرف های بسیاری را که بنا به ملاحظاتی» تا کنون علیه آقای موسوی منتشر نکرده، مطرح خواهد کرد.
آقای اشتهاردی گفته است: «هر فرد دیگری جای ایشان بود لااقل پس از اطلاع از اعترافات تکان دهنده همفکران خود، تا بیست سال سکوت کرده و دیگر از خانه بیرون نمی آمد».
سایت نوروز، وبسایت خبری جبهه مشارکت ایران اسلامی نوشته است که شکایت آقای خاتمی از روزنامه ایران به دلیل انتشار خبری مبنی بر ملاقات مخفیانه آقای خاتمی با یک هیأت آمریکایی در قاهره بوده است.
آقای خاتمی چندی پیش برای سخنرانی در کنفرانس «گفتگوی تمدن ها و تنوع فرهنگی» به تونس سفر کرده بود، اما روزنامه ایران نوشت که او در بازگشت از این سفر مخفیانه به قاهره رفته و با یک هیأت آمریکایی دیدار کرده است.
دفتر آقای خاتمی و سفیر ایران در تونس این ادعا را تکذیب کردند اما روزنامه ایران بر درستی خبر خود اصرار کرد.
اکنون محمد خاتمی از این روزنامه که به خبرگزاری رسمی دولت ایران وابستگی دارد، شکایت کرده است.
همزمان محمود علیزاده طباطبایی، وکیل دادگستری، گفته است که از طرف مهدی هاشمی رفسنجانی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، از خبرگزاری فارس، روزنامه ایران و سایت رجانیوز شکایت کرده است.
به گفته آقای علیزاده طباطبایی، موضوع این شکایت انتشار مطالبی توسط این رسانه ها بوده است که در آن مهدی هاشمی به دریافت رشوه از شرکت هلندی استات اویل متهم شده است.
او همچنین از روزنامه ایران و سایت رجانیوز که مهدی هاشمی را به دخالت در «آشوب»های بعد از انتخابات متهم کرده بود، شکایت کرده است.

پیام شجاع الدین شفا به سید علی خامنه ای

اين نامه را به عنوان يك ايراني از جمع هفتاد ميليون نفر ايراني ديگر به شما مي نويسم، و اگر آن را به صورت نامه‌اي سرگشاده مي نويسم، بدين جهت است كه ساير ايرانيان نير بتوانند بر مضمون آن آگاهي يابند، و در عين حال بتواند به گوش غير ايرانيان نيز برسد، تا واقعيتهاي ناشناخته‌اي را براي آنان روشن كند

اين نامه را به عنوان يك ايراني از جمع هفتاد ميليون نفر ايراني ديگر به شما مي نويسم، و اگر آن را به صورت نامه‌اي سرگشاده مي نويسم، بدين جهت است كه ساير ايرانيان نير بتوانند بر مضمون آن آگاهي يابند، و در عين حال بتواند به گوش غير ايرانيان نيز برسد، تا واقعيتهاي ناشناخته‌اي را براي آنان روشن كند.***بيست سال است شما بر مسند رهبري كشورمان نشسته‌ايد، و به موجب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، با اختياراتي قانوني بر اين مسند نشسته‌ايد كه از اختيارات غيرقانوني بدترين ديكتاتورهاي مبتذل جهان سومي فراتر مي رود. ولي برخورداري از اين اختيارات، تعهدات روشني را نيز چه در برابر خداوند و چه در برابر مردم كشور خودتان بر عهده شما مي گذارد. آنچه مربوط به خداوند است در كتاب آسماني قرآن، و آنچه مربوط به ملت ايران است در قانون اساسي جمهوري اسلامي مشخص شده است.***حكم روشن قرآني در اين مورد آن است كه «نبايد عداوت شما نسبت به گروهي، شما را بر آن دارد كه پا از طريق عدالت بيرون گذاريد» (سورة مائده، آيه 8) و «خداوند به شما امر ميكند كه چون حاكم شويد ميان مردمان به عدالت رفتار كنيد» (سورة نساء، آيه 58) و «با يكديگر در نكوكاري و تقوي ياري دهيد و نه در دروغ و ستمگري» (سورة مائده، آيه 3).***و در مورد آنچه به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مربوط ميشود، در اصل بيست و هفتم اين قانون تصريح شده است كه «تشكيل اجتماعات و راه‌پيمايي‌ها بدون حمل سلاح، به شرط اينكه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است». در جريان انتخاباتي كه در خردادماه امسال براي گزينش رئيس جمهوري مملكت صورت گرفت، بسيار و بسيار از كساني كه در دادن رأي شركت جسته بودند دريافتند كه در اعلام نتايج اين رأي‌گيري شديداً دستكاري شده است تا رئيس جمهوري قبلي كشور همچنان رئيس جمهور باقي بماند. منطقاً ميبايست اينان از بابت اين دستكاري به مراجع قضائي شكايت كنند، ولي اين مرجع متأسفانه خودش در انجام اين تقلب شريك بود. بدين جهت راهي براي اين مردم باقي نماند جز اينكه از طريق تظاهرات عمومي، آنطور كه قانون اساسي اجازه داده بود وارد عمل شوند، با قيد اينكه اين تظاهرات مخل به مباني اسلام نباشد، و تا آنجا هم كه ديده شد هيچ كاري كه مخالف مباني اسلام باشد در آن صورت نگرفت مگر اينكه از ديدگاه شما، ابراز مخالفت با آقاي محمود احمدي‌نژاد ابزار مخالفت با اسلام تلقي شود. قانون اساسي جمهوري اسلامي يكي از شرايط ضروري مقام رهبري را «صلاحيت لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه» دانسته است، در اينصورت يا بايد قبول كنيد كه چنين صلاحيت لازم را نداريد و يا بپذيريد كه اظهارنظر شما يك اظهارنظر شرعي نيست، بلكه يك تصميم‌گيري «كودتايي» است.***در پايان هفته اين كودتاي سياسي، شما انجام مراسم نماز جمعه را در دانشگاه تهران شخصاً به عهده گرفتيد. و اين بار در خطبه‌هاي خودتان از اين نيز فراتر رفتيد و شمشيركشانه به مخالفان رئيس جمهوري برگزيده شما اخطار كرديد كه نه انتخابات را ابطال ميكنم و نه رئيس جمهوري را عوض ميكنم، و هر نفس‌كشي را هم كه در كار من فضولي كند اس.اس.هاي اسلامي را مي فرستم تا تكليف آنها را معلوم كنند، و با چنين شمشيركشي، اين بار دست به كودتايي نظامي زديد، در حاليكه در مقدمه قانون اساسي جمهوري اسلامي وظيفة ارتش و وظيفه پاسداران جمهوري «جهاد در راه خدا و گسترش قانون عدل الهي» شناخته شده است و نه كودتاي نظامي. و باز نيز، در نماز جمعه… تيرماه جاري آيت‌الهي بنام احمد خاتمي را مأمور كرديد تا در تكميل شمشيركشي شما، با توپ و تشري محكمتر ضرورت بازداشت و محاكمه مخالفان مقام مقدس محمود احمدي‌نژاد را از دستگاه قضائي كشور خواستار شود.***متأسفانه هم شما و هم آيت‌الله احمد خاتمي و هم ديگر آيت‌الله‌هاي گوش به فرمان شما، اصل پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي را فراموش كرده يا تعمداً ناديده گرفته‌ايد كه: «حاكميت مطلق بر جهان از آن خداوند است و هم اوست كه انسان‌ها را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است، و هيچكس نميتواند اين حق را در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.»***پس از همه اين بي‌عدالتي‌ها و اين زورگويي‌ها، مي بايد به صراحت يادآور شد كه اكنون ديگر شما و رئيس جمهوري منتصب شما و دولت او در نزد آن دسته از مردم كشور كه حقوق‌بگيران دستگاه حاكمه نيستند، مشروعيت مذهبي خودتان را از دست داده‌ايد و ازين پس تنها با قانون زور حكومت مي كنيد، ولي اين ضرب‌المثل بسيار معروف و در عين حال بسيار آزموده شده را از ياد نبريد كه ميتوان با سر نيزه به قدرت رسيد، ولي نميتوان روي سر نيزه نشست.***حضرت آيت‌الله‌العظمي! شما با مطالعات وسيع خود در تاريخ اسلام و بخصوص تاريخ خلفاي قبل از خودتان، به احتمال بسيار تاريخ‌الخلفاي معروف سيوطي را خوانده‌ايد، و در اين صورت مي بايد بخش جالبي از آن را كه به عبدالملك‌ابن مروان مربوط مي شود را خوانده باشيد. اين به من امكان مي دهد كه از شما بپرسم: فكر نمي‌كنيد كه اين فرضيه مشهور كه تاريخ غالباً تكرار مي شود، فرضيه صحيحي باشد؟براي اين كه ساير خوانندگان این نامه سرگشاده نيز در جريان امر باشند، اين موضوع را به صورت جامعتري نقل ميكنم: پنجمين خليفه بني‌اميه، عبدالملك‌ابن مروان (26ـ86 هجري) خونخوارترين خليفه اين خاندان بود. وقتيكه طلحـة ابن زبير صحابي پيامبر حاضر به بيعت با او نشد، عبدالملك فرمان قتل او را داد، ولي وي براي نجات جان خود به خانه كعبه پناه برد و در آنجا بست نشست. با اطلاع بر اين موضوع، عبدالملك حجاج‌ابن يوسف ثقفي والي بصره را كه به سفاكي و خونريزي شهرت داشت برگزيد و از او خواست كه به هر صورت كه مقتضي بداند زبير را به قتل رساند و سرش را براي او به شام (دمشق) بفرستد و براي انجام اين مأموريت سپاه كارآمدي را نيز در اختيار او قرار داد. با دريافت اين فرمان، حجاج مردم بصره را براي برگزاري نماز جمعه به مسجد بزرگ شهر فرا خواند، و در خطبه نماز بدانان گفت: دانسته باشيد كه خليفه سفاكترين والي خودش را براي انجام مأموريتي بزرگ برگزيده است، و اين برگزيده او منم. هم اكنون ميان شما سرهاي بسياري را مي‌بينم كه آماده بريده شدنند.، و نفس هاي بسياري را مي شنوم كه آماده خاموش شدنند، اگر نخواهيد از جمله آنها باشيد، بايد بي چون و چرا آماده همكاري با سپاه خليفه باشيد، و در غياب من نيز هوس سركشي نكنيد. چند روز بعد عازم مكه شد و بي درنگ خانه كعبه را به محاصره گرفت، و براي نخستين بار در تاريخ اسلام آنرا به منجنيق بست تا براي سپاهيان او راه دخولي بدان باز شود. چند روز تمام ديوار كعبه با منجنيق كوبيده شد تا سرانجام حصار شكست و سپاهيان حجاج وارد آن شدند و زبير را در بستگاهش سر بريدند. و از آنجا تمامي خدام مسجدالحرام را كشتند، و حجرالاسود معروف را چهار پاره كردند و خود مسجدالحرام را آتش زدند. سپس دامنه كشتارها را به داخل شهر كشاندند و درهاي خانه‌هاي قريشيان را سوزاندند و نقاب از صورت زنان قريش كشيدند و بدانان تجاوز كردند و هر چه را كه آنان داشتند به غارت گرفتند. و چون كار مكه به پايان رسيد، به مدينه تاختند و همه غارتگري ها و آتش‌افروزي ها و كشتارها را در آنجا تكرار كردند. به پاداش اين خدمتگذاري، عبدالملك حكومت مكه و مدينه و طائف را به حجاج داد و عراق را نيز كه در آن شورش برخاسته بود، ضميمه قلمرو حكومتي او كرد. ***از جمله واقعيت هاي قرآني، كه از جانب دستگاه شما و رئيس جمهوري منصوب شده شما ناديده گرفته شده‌اند، اين است كه قرآن در همه سوره‌هاي خود از خداوند بصورت رحمان و رحيم ياد كرده است و مفهوم اين امر طبعاً اين است كه خواست خداوند نامبده شدن به همين صورت است، در صورتي كه «اسلام ناب محمدي» شما،‌ از نخستين روزي كه به نام انقلاب اسلامي پا به ميدان گذاشته است تا به امروز، اين خدا را جز به صورت قهار و جبار نشناسانده و حتي يك بار نشاني از عطوفت و بخشش در او نداده است.از جمله ديگر واقعيت ها اين است كه بيست سال تمام است شما در مقام رهبر مذهبي تنها كشور شيعه اثني عشري جهان، خود را مجري تعاليم ديني و فرامین حكومتي علي‌ابن ابيطالب امام اول شيعيان شمرده‌ايد و مي دانيم كه اين تعاليم به بهترين صورت در نهج‌البلاغه اين امام منعكس شده‌اند، يكي از بليغ‌ترين فصول اين نهج‌البلاغه رهنمودهايي است كه حضرت علي، در آستانه عزيمت مالك اشتر نخعي به سرزمين مصر براي تصدي حكومت اين كشور، به وي نوشته است؛ و مهمترين اين رهنمودها اين هشدار بزرگ است كه: «اي مالك، بترس از خون هاي به ناحق ريخته شده، كه در پيشگاه خداوند گناهي بزرگتر از آن نيست!»***و شما اين هشدار پرشكوه را شنيده‌ايد و همچنان به آدمكشان بسيجي خود دستور كشتار بيگناهان را داده‌ايد، و براي افزون كردن حجم خون هاي به ناحق ريخته شده، سپاه پاسداران خود را نيز وارد همين ميدان كرده‌ايد.در همين نامه حضرت علي به مالك اشتر، آمده است كه: «اجراي مهمات امور را به كسي از رعاياي خودت واگذار كه ستيزه‌جو و لجوج نباشد و در لغزش پايداري نكند، و اگر به خطاي خود آگاه شود، شهامت بازگشت به راه درست را داشته باشد». و شما اين مأموريت را به دست دست‌نشانده‌اي به نام محمود احمدي‌نژاد داده‌ايد كه هم ستيزه‌جو است و هم لجوج، و در لغزش‌هايش پايدار است، و حاضر به قبول خطاي خود نيست و شهامت بازگشت به راه درست را نيز ندارد.***1330 سال پيش، حسين‌ابن علي، بزرگمردي از تبار پيامبر اسلام، به علت اينكه حاضر به بيعت با خليفه‌اي فاسق و جبار بنام يزيد‌ابن معاويه نبود، در يك روز گرم تابستاني مانند روزهاي كنوني ما، در جنگي بسيار نابرابر با قواي چند هزار نفري يزيد جنگيد و مردانه جان باخت. و به ظاهر كار اين سركشي، با همه شكوهمندي آن به پايان رسيد، ولي همين شكست بزرگترين حماسه جهان اسلام را بدنبال آورد، حماسه‌اي كه از جمله پيامدهاي آن برقراري تشيع در ايران بود.ولي حضرت ولي فقيه جمهوري اسلامي ايران! اجازه دهيد بي‌پرده به شما بگويم امروز اين حماسه شكوهمند حسيني درست در جهت عكس آن رويداد چهارده قرن پيش تكرار شده است، يعني اكنون دستگاه حكومتي شما است كه در نقش يزيد وارد ميدان شده است، و رئيس جمهوري منتصب شماست كه ايفاي نقش شمر ذي‌الجوشن را بعهده گرفته است، و اين آيت‌الله‌هاي گوش به فرمان شما هستند كه نقش دستياران گوش به فرمان يزيد را ايفا مي‌كنند و اين بار حماسه‌آفرينان واقعي مردان و زناني هستند كه با منطق دفاع از حق قانوني خود به ميدان آمده‌اند، ولي با منطق قدرت‌نمايي صاحبان قدرت روبرو شده‌اند آن صندوق رأي‌گيري نيز كه رئيس جمهوري برگزيده شما سر از آن برآورده است، همان صندوقي است كه هفتصد سال پيش عارف بزرگ ما مولوي در باره آن گفته بود:تا بداند كافر و گبــر و يهــود كاندر اين صندوق جز لعنت نبود!***پيش از پايان اين نامه سرگشاده، وظيفه ميهني خودم ميدانم كه پيش از فرا رسيدن ساعت بيست و پنجم، و براي اينكه كار به خونريزي هاي احتمالي خطرناكي نكشد، به شما يادآوري كنم كه با همه محبتي كه نسبت به نور چشمي عزيزتان داريد، متوجه باشيد كه او اكنون مهره سوخته‌اي بيش نيست كه به گفته شاعر «نه در مسجد گذارندش كه رندي و نه در ميخانه كاين خمار خام است»، و دير يا زود خواهيد ديد كه اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران در برابر او روش مقاومت در پيش خواهند گرفت و چوب و چماق هاي او ديگر كاري از پيش نخواهد برد. و نيز خواهيد ديد كه در صحنه بين‌المللي هم او را ديكتاتور بي‌پشتوانه‌اي بيش نخواهند شناخت كه رهبر مذهبي كشورش در خطاي محاسبه‌اي خطرناك، سرنوشت خود و همه رژيم خود را در راه تحميل او به قمار گذاشته است. با مراتب احترام

ديدار ميرحسين موسوی و و زهرا رهنورد با خانواده سهراب اعرابی



شامگاه سه شنبه (حدود ۹ و سی دقیقه شب) ميرحسين موسوي به همراه همسرش زهرا رهنورد در منزل سهراب اعرابي كه در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات و در حوالي ميدان آزادي ظاهرا بر اثر تيراندازي نيروهاي بسيج كشته شد، حاضر شدند و با خانواده اين جوان ۱۹ ساله ابراز همدردي كردند.متاسفانه بستگان خانواده اعرابي مانع حضور خبرنگار اعزامي شدند و يكي از بستگان سهراب با بي‌احترامي خبرنگار يك روزنامه معتبر در تهران را از منزل خانواده اعرابي بيرون كرد. اين در حالي اتفاق افتاد كه بيشتر حضار و اشخاص عادي آزادانه امكان فيلم برداري و عكسبرداري از طريق گوشي‌هاي همراه خود را داشتند.ظاهرا بستگان خانواده اعرابي به دليل اشتباه و عدم آگاهي، خبرنگار-عكاس مذكور را به دليل شباهت اسمي روزنامه‌اش با يكي از روزنامه هاي وابسته به جناح دولت از فعاليت و تصويربرداري منع كردند.
نهایتا تلاش این خبرنگار براي متقاعد كردن بستگان و تفهيم اشتباه‌شان بي‌نتيجه ماند و از منزل خانواده اعرابي اخراج شد.

صد و پنجاه ميليون تومان خسارت حمله به کوی دانشگاه تهران


معاون دانشجويی دانشگاه تهران میگويد: خسارت وارده به کوی دانشگاه در جريان حمله به خوابگاه دانشجويان بدون احتساب خسارات وارده به اموال دانشجويان حدود ۱۵۰ ميليون تومان برآورد میشود.

مهدی قمصری معاون دانشجويی دانشگاه تهران روز سهشنبه به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفت: «در تعطيلات فعلی کوی تلاش شده است تا قسمتهای آسيب ديده بازسازی شود.»

روز بيست و چهارم خرداد ماه و تنها دو روز پس از انتخابات رياست جمهوری و آغاز اعتراضها نسبت به نتايج آن، نيروهای امنيتی شامل نيروهای پليس و نيروهای موسوم به لباس شخصی با حمله شبانه به کوی دانشگاه تهران شمار زيادی از دانشجويان را زخمی و جمع زيادی را هم بازداشت کردند.

شاهدان عينی به روزنامه بريتانيايی «گاردين» گفته اند که دست کم پنج نفر از دانشجويان در اين حمله جان خود را از دست دادند که در ميان آنها دو دختر دانشجو هم وجود داشتند. دفتر تحکيم وحدت هم کشته شدن اين پنج نفر را تاييد کرده بود.

گزارش رسانههای داخلی ايران هم از خسارات سنگين وارد شده به تاسيسات خوابگاه دانشگاه تهران حکايت داشت.

به دنبال اين حادثه، محسن کوهکن، سخنگوی هيات رئيسه مجلس شورای اسلامی گفته بود: نيروی انتظامی با دستور فرهاد رهبر، رييس دانشگاه تهران وارد کوی شده است.

رييس دانشگاه تهران اين سخنان را تکذيب کرده و از تشکيل «چهار کار گروه» برای رسيدگی به حادثه حمله به خوابگاه دانشگاه تهران خبر داد.

فرهاد رهبر در عين حال گفته بود: ميزان خسارات مالی و جانی حمله اخير به کوی دانشگاه با حمله گروههای فشار به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تير سال ۱۳۷۸ قابل مقايسه نيست و تنها پنج نفر از دانشجويان در بيمارستان بستری هستند.

در سال ۱۳۷۸ نیز نيروهای لباس شخصی با حمله به کوی دانشگاه تهران دست کم يک نفر را کشته و خسارات زيادی به خوابگاه دانشجویان وارد کردند.

ساعاتی پيش از حمله به کوی دانشگاه، دانشجويان ساکن خوابگاه در اعتراض به توقيف روزنامه «سلام» به طور مسالمت آميز تظاهرات کرده بودند.

به گفته مهدی قمصری قرار است، فرمی در ميان دانشجويان توزيع شود، تا آنها ميزان خسارات وارده به اموال خود را در آن اعلام کنند. معاون دانشجويی دانشگاه تهران همچنين اظهار داشت: «يک مرجع بايد هزينه خسارات وارد شده به کوی را تامين کند.»

وی خسارت ۱۵۰ ميليون تومانی وارده به کوی دانشگاه تهران در جريان حمله نيروهای پليس و لباس شخصیها را تنها شامل آسيبهای وارد شده به ساختمانهای کوی همچون شکستگی درها و پنجرهها و آتشسوزیهای اتاقها و موارد مشابه دانست.

بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه تهران

بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و نام چند بازداشتی جدید انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران ضمن اعتراض به برخوردهای اخیر، خبر داده که علاوه بر توحیدلو و جلاییپور، دو تن دیگر از اعضای سابق و فعلی این انجمن به نامهای حمید چوبینه و علیرضا عاشوری نیز در زندان بهسر میبرند. به گزارش «موج سوم» متن کامل بیانیه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران بدین شرح است. بسمه تعالی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری دهم، جامعه دانشجویی و دانشگاهی کشور همچنان در مصیبت وقایع قبل و بعد از این رویداد نشسته است. برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و انتظامی با درخواستهای به حق مردم پیرامون شفاف سازی فرآیند انتخابات، کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از هموطنان در شهرهای مختلف کشور به دلیل اعتراضات آرام و به حق، حمله وحشيانه به پرديس مركزي و کوی دانشگاه تهران و شکسته شدن حریم مقدس دانشجو و دانشگاه و بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی و دانشجویی کشور، بخشی از مصایبی است که مردم ایران را در بهت فروبرده و همچنان این سوال را زنده نگه داشته است که آیا پاداش مردمی که با شور و نشاط و عقلانیتی بینظیر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، چنین فجایعی بود؟ پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و آنچه که بر مردم ایران گذشت پس از این، بحثهای بسیاری انجام خواهد گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نیز مطمئنا با آغاز سال تحصیلی به واکاوی این رویداد خواهد پرداخت. اما آن چیزی که امروز ذهن تمامی دانشجویان و فرهیختگان جامعه را به خود مشغول نموده، بازداشت جمع کثیری از فعالین سیاسی کشور است که پیش از این برای حضور حداکثری مردم در پای صنوقهای رای و ترغيب آنان به شركت فعالانه در رقم زدن سرنوشت خويش در جهت بهبود اوضاع و شرايط حاكم، تمام تلاش خود را به کار گرفتند و امروز بدون توجه به اين دلسوزي و تعهد آنان نسبت به آرمان هاي امام(ره)، انقلاب اسلامي و قانون اساسي و بدون کمترین توجیهی در اسارتند. علیالخصوص اینکه در میان این افراد، دانشجویان و دانشگاهیان خوش نامی وجود دارند که از قضا در مشارکت بالای جامعه دانشگاهی نقشی کلیدی ایفا نمودهاند. جناب آقاي دكتر حمید چوبینه و سرکار خانم دكتر سميه توحیدلو، از اعضای اسبق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران و آقایان محمدرضا جلاییپور و علیرضا عاشوری، از اعضاي اسبق و فعلی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران از جمله این افرادند که با گذشت بیش از 3 هفته از بازداشت هر یک، تاکنون اطلاعات موثقی پیرامون وضعيت آنان در دسترس نیست. این افراد از جمله توانمندترین فعالین دانشجویی بوده و هستند که چه در سالهای حضور در انجمن اسلامی دانشجویان و چه در سالهای بعد از آن شهره به اعتدال، عقلانیت و دینداری بودهاند و هرگز اتهام تندروی و انجام اعمال غیرقانونی بر قامت این عزیزان روا نبوده و نخواهد بود ، اما اكنون با كمال تاسف شاهديم كه به اتهامات ناروا، برايشان پرونده سازي شده و بدون رعايت حداقلي از قوانين حاكم بر امر حسابرسي، در بند هستند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن ابراز نگرانی پیرامون وضعیت این عزیزان و محکوم نمودن ادامه بازداشت فعالین سیاسی و دانشجویی پس از گذشت نزدیک به یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، به مسئولین امر هشدار مي دهد تا هر چه سريع تر به ادامه چنين اقدامات غير قانوني و غیر شرعی و مغاير با ابتدايي ترين حقوق شهروندی پيش بيني شده در قانون پايان داده، و در جهت آزادی بی قید و شرط کلیه افراد دربند اقدام نمایند. انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران

Advertisements