قفل بودن درب خوابگاههاي کوی بر روی دانشجويان و اعتراض شدید آنها به سرپرستی کوی

با بازگشایی مجدد کوی دانشگاه برای برگزاری امتحانات معوقه خردادماه ،دانشجویان به تدريج از راه می رسند.
در حالی که قرار است از روز شنبه آینده برگزاری امتحانات معوقه آغاز شود اما هنوز مسئولین کوی خوابگاهها را برای اسکان دانشجویان آماده نکرده اند.
و دانشجویان برای مستقر شدن در ساختمان ها با مشکل روبرو می شوند.
صبح امروز پنچ شنبه 12 شهریور تعداد زیادي از دانشجویان شهرستانی که خود را از نقاط دور و نزدیک به کوی رسانده بودند ,با درب های بسته ی ساختمان ها روبرو شدند، این موضوع باعت اعتراض شدید دانشجویان شد.
به طوری که به صورت گروهی به سرپرستی کوی مراجعه کرده و به این اقدام مسئولین کوی اعتراض کردند.
و تهدید کردند اگر در اسرع وقت خوابگاهها باز نشود تجمع اعتراض آمیز برگزار خواهند کرد که با اين تهدید ؛سرپرستی قول داد مشکل آنها را در کم ترین زمان ممکن حل کند.
با این وجود دانشجویان مجبور شدند تا حدود ساعت 10 صبح منتظر بازگشایی ساختمان ها بمانند این امر موجب نارضایتی شدید دانشجويان شده است.

قفل بودن درب خوابگاههاي کوی

Advertisements

وزیر پیشنهادی اطلاعات: باید به دشمن رودست بزنیم

آیا جز این است که وزارت اطلاعات باید با یک ارتباط تنگاتنگ و نزدیک با فرهیختگان حوزه و دانشگاه و دانشجویان و عزیزانی که به تعبیر مقام معظم انقلاب سربازان و افسران این عرصه هستند آن‌ها را در انجام مبارزه و هماوردی با دشمن موفق کند؟

آفتاب: حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی گفت: «به درگاه خداوند شکرگذاری می‌کنم که چنین توفیقی نصیبم می‌شود که در جمع سربازان گمنام امام زمان (عج) قرار گیرم، این لقب زیبا و ارزشمند را حضرت امام (ره) به این مجموعه دادند از این رو امیدوارم بتوانم با انجام وظیفه و ماموریت در این جایگاه دل وجود مقدس امام زمان را شاد کنم و رضایت رهبر معظم انقلاب را که انشاءالله در لبخند رضایت‌بخش ایشان ظهور پیدا می‌کند به همراه داشته باشم».
وزیر پیشنهادی اطلاعات در صحن علنی مجلس در دفاع از برنامه‌هایش با تشکر از رییس‌جمهور و مقام معظم رهبری به دلیل اعتماد‌ و پیشنهادشان برای ریاست این وزارتخانه، وزارت اطلاعات را چشم بیدار نظام، پشتیبان ملت و یاور دستگاه‌های حکومتی دانست و گفت: «بر خود لازم می‌دانم که مجاهدت‌های خاموش و تلاش‌هایی که در طول دوره‌های مختلف برای حفظ کیان، انقلاب و نظام در این مجموعه صورت گرفته تشکر کنم، از همه عزیزان به خصوص از زحمات و تلاش‌های وزیر گذشته اطلاعات حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای به سهم خود سپاسگزاریم».
وزیر پیشنهادی اطلاعات با اشاره به سوابق و آشناییش در مورد مباحث اطلاعاتی توضیح داد: «آشنایی بنده با مباحث اطلاعاتی به دوران دفاع مقدس برمی‌گردد، آن زمان که تنور جنگ جایی بود که مدیریت‌های بسیار بزرگی را در درون خود شکل داد و به وجود آورد، بنده نیز توفیق داشتم که در آن مجموعه به خصوص در بخش سیاسی نمایندگی حضرت امام (ره) در قرارگاه کربلا حضور داشته باشم، البته در جلسه کمیسیون امنیت ملی چگونگی فعال شدن این بخش سیاسی را توضیح کامل دادم و این نمایندگان در جریان این امر قرار گرفتند که ایجاد تشکیلات دفتر سیاسی در دوران دفاع مقدس چه ضرورتی داشت».
مصلحی ادامه داد: «پس از آن مسوولیت نمایندگی حضرت امام(ره) در قرارگاه کربلا و خاتم را به عهده گرفتم، ماموریت‌هایی که نمایندگی امام به خصوص در آن مقطع در بحث‌های مختلف داشت، موجب شد که بنده از نزدیک با مسائل مختلف اطلاعاتی آشنایی داشته باشم، اما به دلیل آنکه نمی‌توانم و مجاز نیستم بخشی از آن مباحث را در این جلسه بیان کنم این بخش از مطالب را در جلسات خصوصی با روسای کمیسیون‌ها مطرح کردم و به بیان نقشی که در مباحث اطلاعاتی و در بحث نظامی در دوران دفاع مقدس و بعد از آن در دوران نمایندگی ولی فقیه به خصوص در نیروی مقاومت بسیج که در یک دوره‌ حساس و قابل توجهی ماموریت‌های مهمی به اطلاعات بسیج داده شده بود پرداختم و این مسوولیت‌ها موجب شد که آشنایی لازم در حد خودم را با توجه به مطالعاتم در رابطه با مباحث اطلاعاتی داشته باشم».
وی در رابطه با وزارت اطلاعات گفت: «به تعبیر حضرت امام(ره) وزارت اطلاعات مجموعه‌ای از سربازان گمنام امام زمان هستند که در این مجموعه بهترین‌ها با سوز و گداز و عشق تلاش کردند انقلاب و نظام را در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی حفظ کنند و با ایثارگری‌ها و از خودگذشتگی‌ها به صورت خاموش توانستند انقلاب و نظام را در مقابل توطئه‌های مختلف حفظ و نگهداری کنند. همچنین این مجموعه توانسته است با ارتباط تنگاتنگی که با مقام معظم رهبری دارند، اقتدار نظام را در مقابل توطئه‌های مختلف محافظت کنند».
وزیر پیشنهادی اطلاعات به تحلیل شرایط کشور پرداخت و گفت: «کشور در طول سه دهه گذشته در نبرد اطلاعاتی بسیار سنگین با دشمن روبرو است، اطلاعات همواره در مبارزات و جنگ‌ها نقش اول و اساسی داشته است، البته در گذشته این نقش یک نقش ساده‌ای بود، اما امروز با توجه به اینکه دشمن از ابزارهای مختلف به گونه‌ای استفاده می‌کند که در هم تنیدگی بسیار قابل توجهی در حوزه‌های مختلف دارد، این نقش بسیار پیچیده است، بر این اساس کشف توطئه‌ها و حرکات دشمن یکی از نقاط بسیار قابل توجه است».
مصلحی ادامه داد: «امروز دشمنان ما با داشته‌های اطلاعات سیاسی، فرهنگی، دانشگاهی، علمی، اقتصادی، دیپلماتیک،‌ رسانه‌ای و تکنولوژیک در وضعیتی قرار گرفته که خیلی جدی دستاوردهای انقلاب را در معرض تهدید قرار دادند، از این رو نیاز است که در این عرصه‌ها در حد بسیار قابل قبولی به گونه‌ای که بتوانیم رودست به آن‌ها بزنیم از اطلاعات بسیار خوب و به روز با استفاده از تکنولوژی روز و همان پیچیدگی و تنیدگی که دشمن از آن استفاده می‌کند، انقلاب و نظام را حفظ و نگهداری کنیم».
وی با تاکید بر این‌که امنیت هر کشوری با گفتمان‌سازی، انسجام‌بخشی، بسیج نیروهای مردمی، نهادینه‌گی ارزش‌های بنیادین، استحکام هویت و همبستگی ملی سنجیده می‌شود، گفت: «جمهوری اسلامی از این جهت جزء کشورهای بسیار موفق است و بر این اساس دشمن در طراحی‌های اطلاعاتی همه این حوزه‌ها را هدف قرار داده است بنابراین لازم است در این جهت با توجه به سخت‌افزار و نرم‌افزارها با دشمن مقابله کرده و در مقابل توطئه‌ها و تهدیدها بایستیم».
مصلحی بحث ناتوی فرهنگی، جنگ نرم، تهاجم به بنیان‌های دینی و ارزش‌های الهی را از مباحث جدی دشمنان دانست و با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع اساتید و دانشجویان گفت: «رهبر معظم انقلاب در این دیدارها تعبیرشان از این عزیزان، افسران و سربازان عرصه جنگ نرم بود، سوال مطرح در اینجا این است که چه کسی قرار است اطلاعات وضعیت دشمن را به این مجموعه سرباز و افسری که با تعبیر مقام معظم رهبری می‌خواهد در این جنگ شرکت کند و به امید خدا موفقیت به دست آورد، بدهد؟ آیا جز این است که وزارت اطلاعات باید با یک ارتباط تنگاتنگ و نزدیک با فرهیختگان حوزه و دانشگاه و دانشجویان و عزیزانی که به تعبیر مقام معظم انقلاب سربازان و افسران این عرصه هستند آن‌ها را در انجام مبارزه و هماوردی با دشمن موفق کند»؟
وی ادامه داد: «اصول مورد نظر بنده در این رابطه رویکرد نوین به این میدان امنیت ملی است، باید در این راستا فرصت‌شناسی را در سرلوحه عملکرد خود قرار دهیم و از مقاطع مختلف نهایت استفاده و بهره را ببریم، باید آسیب‌ها و تهدیدها را مورد بازشناسی قرار داده تا تهدید و آسیب تبدیل به فرصت شود، این امر با توجه به تجربیاتی که ما در گذشته در رابطه با مباحث اطلاعاتی داریم به خوبی قابل دسترسی است».
وزیر پیشنهادی اطلاعات در ادامه گفت: «باید شناخت و اشراف اطلاعاتی حداکثری را به عنوان یک ضرورت جدی در این دریافت جدید خودمان مورد توجه قرار دهیم، توصیف و تحلیل درست از مباحث مختلف اطلاعاتی یکی از ضرورت‌ها است، در رویکرد جدید قبل از ظهور و بروز در حوزه‌های اجتماعی با مطالعه و شناخت و برآورد اطلاعات دقیق و تخصصی نه تنها این امر قابل پیش‌بینی است که اجازه ندهیم که مسائل اجتماعی به بحران تبدیل شود بلکه می‌توان پیشگیری لازم را نسبت به این امر انجام داد».
مصلحی تاکید کرد: «باید در مباحث امنیتی، پیشگیری را یکی از مباحث جدی در مسائل مختلف تهدیدمان قرار دهیم».
حجت‌الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی در ادامه‌ی جلسه‌ی رای اعتماد به خود در مجلس شورای اسلامی درباره‌ی اولویت‌های خود برای تحقق اهدافش در وزارت اطلاعات، گفت: «تلاش برای اتخاذ رویکرد تهاجمی در مقابل دست‌اندازی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمنان، ارتقای ظرفیت‌های تخصصی اطلاعاتی – با توجه به پیچیدگی‌هایی که در مسئله‌ی جنگ نرم وجود دارد این از ضرورت‌هاست».
وی افزود: «حفظ نیروهای مجرب، متخصص، کارآمد و مخلص وزارت. این در واقع پاسخ به بخشی از سخنان یکی از عزیزان مخالف است که لازم می‌دانم به آن اشاره کنم. یکی از ضرورت‌های جدی ما امروز حفظ نیروهای اطلاعاتی آن هم نه در یک محدوده‌ی زمانی خاص است، بهینه‌سازی و تقویت بیش از پیش ارتباطات و هماهنگی تصمیم‌گیران نظام در جهت ارایه‌ی خدمات اطلاعاتی که مقوم امنیت کشور باشد، پیشگیری و مقابله‌ی همه‌جانبه با جریانات معاند و معارض که اساسا مجری راهبردهای دشمنان نظام هستند».
وزیر پیشنهادی اطلاعات، در ادامه به راهبردهای خود برای تحقق این اهداف اشاره کرد و افزود: «پیش‌بینی و نهایتا مدیریت تهدیدها، فرصت‌ها و آسیب‌های امنیتی – اطلاعاتی، تلاش برای کسب حداکثر اشراف اطلاعاتی جهت جلوگیری از غافلگیری امنیتی و اطلاعاتی، ارتقای ظرفیت‌های اطلاعاتی به منظور مقابله‌ی همه‌جانبه با جنگ نرم دشمنان، افزایش تسلط بر جریان‌ها، گروه‌ها و احزاب معاند و برانداز و مقابله‌ی همه‌جانبه با اهداف و برنامه‌های آنها از جمله‌ی این راهکارهاست».
مصلحی اضافه کرد: «اما سیاست‌هایی که مدنظر من است در واقع پاسخ به بخشی است که برادرمان آقای انصاری اشاره کردند به مباحث مدیریتی و مسائل مورد نظر وزیر. ارزش‌محوری، مردم‌داری، دفاع از ارزش‌های والای انقلاب اسلامی، بی‌طرفی، تقوا در وزارت، تاکید بر مصالح نظام و آرمان‌های امام و منویات مقام معظم رهبری و خواسته‌های ریاست محترم جمهوری از این سیاست‌هاست».
وی در ادامه خاطر نشان کرد: «اینجا آقای انصاری نکته‌ای را اشاره کردند که بحث خواسته‌های رییس جمهور و منویات مقام معظم رهبری چه می‌شود؟ من لازم است اشاره کنم ریاست محترم جمهوری با توجه به مسوولیتی که به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی کشور دارد، قطعا خواسته‌هایی برای تصمیم‌گیری صحیح و دقیق دارد و نیاز به اطلاعاتی دارد تا بتواند در مدیریت مسائل امنیتی کشور تصمیم‌گیری دقیق و درستی کند. اینجاست که خواسته‌های او باید دقیقا مورد توجه قرار گیرد».
وزیر پیشنهادی اطلاعات همچنین یادآور شد: «من در جلسات کمیسیون‌ها هم اشاره کردم که وزارت اطلاعات وزارت نظام مقدس جمهوری اسلامی است و باید همه‌ی ماموریت‌ها در رابطه با همه‌ی دستگاه‌ها را بتواند با توجه به خط قرمزهایی که عبور از آنها فقط با نظر ولی فقیه ممکن است مورد توجه قرار دهد. تاکید و التزام به قانون و مقررات شرع در امور اطلاعاتی و امنیتی، توسعه‌ی بیش از پیش ارتباطات و هماهنگی با اعضای محترم جامعه‌ی اطلاعاتی کشور نیز از موارد مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد».
وی افزود: «جزء وظایفی که در قانون برای وزیر وضع شده است هماهنگی دستگاه‌های اطلاعاتی است و ما باید با این هماهنگی یک وضعیت تکاملی را در مسائل اطلاعاتی به وجود بیاوریم و یک رقابت برادرانه برای اینکه بتوانیم وضعیت اطلاعات را در وضعیت حداکثری مورد قبول برای نیازهای نظام قرار دهیم. علاوه بر این تلاش برای ایجاد فضای اعتماد متقابل بین وزارت با مردم و گروه‌های مختلف اجتماعی، تلاش برای توسعه‌ی ارتباط با نخبگان و بهره‌مند شدن از ظرفیت‌های علمی، تخصصی و تحلیلی آنها در جهت منافع کشور از مسائل مهمی است که باید پیش‌روی وزیر آینده‌ی اطلاعات قرار گیرد».
مصلحی در ادامه گفت: «امروز می‌بینید یکی از چیزهایی که در بحث تهاجم فرهنگی مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنری در مباحث امنیتی و اطلاعاتی است و این یکی از ضرورت‌هاست که ما برای مقابله‌ی با آن نیاز به ارتباط با مجموعه‌ی هنری و فرهنگی کشور داریم».
وزیر پیشنهادی اطلاعات، همچنین اضافه کرد: «از دیگر سیاست‌هایی که می‌تواند در پیشبرد اهداف کمک کند رسیدگی و رفع مشکلات، نیازها و دغدغه‌های پرسنل است. امروز یکی از نیازهای ضروری که به نظر من باید بطور جد به آن پرداخته شود بحث برنامه‌ریزی در ابعاد مختلف اعتقادی، فکری، معنوی، اخلاقی، سیاسی و رفاهی برای پرسنل است. آیا قابل قبول است و در کجای دنیا چنین اتفاقی می‌افتد که نیروی وزارت اطلاعات با کوله‌بار تجربه‌ی سنگین اطلاعاتی بعد از 30 سال بازنشسته شود و در بازار رها شود و کارکشتگی و تجربه‌ی او در مسائل مختلف اطلاعاتی کشور مورد استفاده قرار نگیرد»؟
وی خاطر نشان کرد: «البته لازم است این نکته را اشاره کنم که در بحث سیاسی و اعتقادی منظور مفهوم علمی و متدولوژیک آن است، نه سیاست به معنی و تعریف خاصی که در مقولات جناح‌بندی به آن اشاره می‌شود».
مصلحی اضافه کرد: «در پایان لازم می‌دانم مصرانه بر این امر تاکید کنم که مهمترین سیاست راهبردی این حقیر در مدیریت وزارت اطلاعات تحقق بخشیدن به گفتمان امام (ره) و رهبر معظم انقلاب و اسناد بالادستی یعنی قانون اساسی، سند چشم‌انداز و قانون وزارت خواهد بود که احصاء و دسته‌بندی شده و به منشور و مانیفست وزارت تبدیل خواهد شد».
وزیر پیشنهادی اطلاعات، در پایان با تشکر از نمایندگان مجلس برای استماع سخنان وی و سخنان مخالفان و موافقان وزارتش، گفت: «امیدوارم اگر بار مسوولیت بدوش من گذاشته شد، مثل گذشته سرباز کوچکی برای مقام معظم رهبری و وجود مقدس آقا امام زمان (عج) باشم و در این مسیر و راه پایان عمرم را خداوند متعال شهادت در راه خود قرار دهد».

محمود احمدى نژاد: كسى ديگر نمى تواند ايران را تحريم كند

در حالى كه قدرت هاى بزرگ جهانى از احتمال تشديد تحريم ها عليه تهران خبر داده اند، محمود احمدى نژاد اعلام كرد: كسى ديگر نمى تواند ايران را تحريم كند.
رييس دولت دهم كه كابينه جديد وى روز پنجشنبه با تاييد ۱۸ وزير كار خود را آغاز كرد در پاسخ به پرسش خبرنگاران در باره نشست گروه پنج به علاوه يك گفته است: «البته ما استقبال مى كنيم كه تحريم كنند و ما خودمان، خودمان را اداره مى كنيم.»
اظهارات آقاى احمدى نژاد در حالى مطرح مى شود كه جمهورى اسلامى ايران به دليل امتناع از توقف برنامه غنى سازى اورانيوم با سه دور تحريم هاى شوراى امنيت سازمان ملل متحد روبرو شده است.
نمايندگان گروه پنج به علاوه يك شامل آمريكا، روسيه، بريتانيا، فرانسه و چين همراه با آلمان روز چهارشنبه در فرانكفورت آلمان گرد هم آمدند تا پيش از نشست گروه بيست در اواخر ماه سپتامبر آخرين وضعيت پرونده هسته اى ايران را بررسى كند.
اين گروه در پايان نشست خود از جمهورى اسلامى ايران خواست تا به پاى ميز مذاكره باز گردد.
پيشتر برخى از رهبران كشورهاى عضو اين گروه از جمله آمريكا، فرانسه و آلمان تهديد كرده بودند كه در صورت امتناع ايران از پاسخ به بسته مشوق هاى گروه پنج به علاوه يك تشديد تحريم هاى ايران را در دستور كار قرار خواهند داد.
در همين زمينه سعيد جليلى، دبير شوراى عالى امنيت ملى ايران، گفته است كه بسته پيشنهادى ايران براى ارائه به گروه پنج به علاوه يك آماده است.
در حالى كه قدرت هاى بزرگ جهانى از محتواى اين بسته ابراز بى اطلاعى كرده اند، محمود احمدى نژاد روز پنجشنبه مدعى شد كه «ما بسته پيشنهادى مان را به آنها داده ايم.»
در همين زمينه، على اصغر سلطانيه، نماينده دائم ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى به شبكه عربى «العالم» گفته است: موضوع مذاكره تهران با گروه ۱+ ۵ «برنامه صلح آميز هسته اى» جمهورى اسلامى نخواهد بود.
به گفته وى، «موضوع هسته اى ايران صرفا در آژانس بين المللى انرژى اتمى بررسى مى شود.»
كشورهاى غربى نگران هستند كه ايران در چارچوب برنامه هسته اى خود به دنبال ساخت سلاح اتمى باشد و از تهران خواسته اند تا با توقف برنامه غنى سازى اورانيوم، براى اطمينان سازى بيشتر مذاكرات هسته اى را آغاز كند.
تهران به رغم تحريم هاى سازمان ملل متحد توقف اين برنامه را «خط قرمز» خود دانسته و مى گويد كه فعاليت هاى اتمى اش اهداف صلح طلبانه دارد.
باراك اوباما، رييس جمهور آمريكا، در نشست ماه ژوئيه سران گروه هشت كشور صنعتى اعلام كرده بود كه ايران تا روز ۱۵ سپتامبر فرصت دارد تا به بسته پيشنهادى غرب در باره برنامه اتمى خود پاسخ دهد و در غير اين صورت، تهران با تحريم هاى سخت تر روبرو مى شود.
بر اساس بسته پيشنهادى گروه پنج به علاوه يك كه دو سال پيش از سوى خاوير سولانا، مسئول امور خارجى اتحاديه اروپا تسليم مقام هاى ايرانى شده است، تهران با توقف غنى سازى اورانيوم راكتورهاى آب سبك و همچنين پاره اى از مشوق هاى سياسى و اقتصادى ديگر دريافت خواهد كرد.

اعتراف بزرگ وزير پيشنهادي کار آمار موسوي، کروبي و رضايي در مورد بيکاري درست بود

ديروز پرونده عبدالرضا شيخ الاسلامي روي ميز نماينده ها آمد. صلاح ديده شد مسوول دفتر احمدي نژاد وزارت کاريابي جوانان را در دست بگيرد. اما وقتي نماينده ها داشتند «وعده نامه» وزير پيشنهادي را مطالعه مي کردند به يک کشف بزرگ رسيدند. در برنامه شيخ الاسلامي آماري آمده بود که مي گفت ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و محسن رضايي در مورد آمار بيکاري درست مي گفتند و اين محمود احمدي نژاد بوده که نمودارهاي بيکاري را جلوي رسانه ملي برخلاف واقعيت نشان مي داده؛ عبدالرضا شيخ الاسلامي حواسش نبود و در برنامه کاري اش آماري از بيکاري آورد که شبيه آمارهايي بود که رقباي احمدي نژاد در زمان مناظره ها ارائه داده بودند. احمدي نژاد مي گفت بيکاري را در اين چهار سال خيلي کاهش داده اما وزير پيشنهادي کارش که از قضا پيش از اين مسوول دفترش بوده و انتظار نمي رفت چنين کند، تمام صحبت هاي رئيس کابينه اش را زير سوال برد؛ شايد او فکر مي کرد نماينده ها زير برنامه هايش نمي شوند و نمي بينند اين «اعتراف بزرگ» را؛ اما ترابي نماينده شهرکرد احمدي نژاد و شيخ الاسلام را گرفتار کرد؛ آقاي مسوول دفتر سابق رئيس جمهور؛ لطفاً صفحه 15 برنامه خود را بياوريد. شما گفته ايد در طول چهار سال دولت احمدي نژاد نرخ 321 هزار و ¹²µ شغل از دست داده ايم و آمار شاغلين کاهش يافته است. دوربين ها روي چهره شيخ الاسلامي رفتند؛ او سر به زير انداخته بود و گويا مي دانست چه اشتباهي کرده و ديگر لازم هم نديد جزوه اش را باز کند. ترابي کشف جديدش را اين طور ادامه داد که وزير احمدي نژاد خبر داده آمار جمعيت شاغل در سال 84 برابر 20ميليون و 614هزار و 698 نفر بوده و پس از چهار سال در سال 87 به 20ميليون و ²¸² هزار و 745 نفر رسيده؛ يعني نزديک به 322 هزار شغل از بين رفته است نماينده ها سريع خاطره هايشان يادشان آمد؛ شب مناظره کروبي ـ احمدي نژاد؛ «نرخ بيکاري در بهار 84 نرخ بالا بود، از ابتداي84 نرخ بيکاري رو به کاهش است به طور مستمر…» البته شيخ الاسلامي خواسته جبران کند و قول داده اگر نماينده ها او را وزير کار کنند جبران مافات خواهد کرد و 914 هزار شغل جديد به وجود مي آورد؛ اما مجلس شگفت زده از اين مچ گيري هاي اقتصادي بود. نماينده شهرکرد مي پرسيد به قول احمدي نژاد اگر رکود جهاني اقتصاد است چطور مي تواند ¹±´ هزار شغل جديد ايجاد کنند؟ کشف دوم؛ نسبت بيکاري جوانان به بيکاري کل کشور بود؛ باز هم نکته سنجي نماينده شهرکرد در پيدا کردن يک سوء تفاهم ديگر وزير جديد و رئيس کابينه، باز هم برخي از نماينده ها و مردمي که ا ين آمار را مي شنيدند يادشان آمد آن وقت اضافه يي که در آستانه انتخابات به احمدي نژاد دادند تا بيايد و جدول هايش را بياورد؛ او آنجا گفته بود اين نسبت هم کم شده و اصلاً با دولت خاتمي قابل مقايسه نيست، اما دسته گل شيخ الاسلامي؛ «نسبت بيکاري جوانان به بيکاري کل در اين چهار سال از 02/² به 21/² افزايش يافته است…» به قول ترابي تازه اگر µ/³ ميليون نفر دانشجوي موجود به رقم يک ميليون و

±±± هزار نفر جوانان بيکار طبق جدول صفحه 15 اضافه شود ببينيد چه آينده بحراني براي اشتغال جوانان رقم مي زن

تا به اين ترتيب موضوع مخالفت با وزير پيشنهادي کار تبديل شود به رو شدن آمارهايي که احمدي نژاد مي داد و هر قدر بانک مرکزي و کارشناسان مي گفتند واقعي نيست، از دولت اصرار بود از شهروندان بيکار، انکار؛ مجلس تصور کرد با اين برگ برنده شايد شيخ الاسلامي پشيمان شود از جوابي که به موسي الرضا ثروتي نماينده بجنورد داده بود؛ اين نماينده مي گويد از آقاي شيخ الاسلامي در فراکسيون کارگري پرسيدم چرا اين پيشنهاد را قبول کرديد؟ شما که مي دانيد تجربه و تحصيلاتي در اين زمينه نداريد و او اين طور پاسخ مي دهد؛ «من هم تمايل نداشتم؛ اما اين کار شد و حالا سعي مي کنم بتوانم موفق باشم.» اما همين ابتداي کار خطايي کرد که احمدي نژاد اگر نخواهد از آن چشم بپوشد بايد به فکر جوابي باشد؛ شيخ الاسلامي مهندسي و دکتراي عمران دارد. عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت، رئيس دفتر دانشگاه، رئيس دفتر شهردار احمدي نژاد، استاندار و بازرس ويژه احمدي نژاد؛ با اين سابقه هاي نامرتبط براي وزارت کار پيشنهاد شده؛ شايد به همين دليل است که ناشيانه آماري داده که با آمارهاي «يک» دولت اينقدر متفاوت است؛ البته مخالفان سوال هايي هم پرسيدند که وي هم به رسم ساير وزراي پيشنهادي گويا صلاح نديد در مقام پاسخ نماينده ها بر آيد؛ چرا که سوال ها از ضعف هاي چهارساله دولت احمدي نژاد بود و وزير جديد چه جايگاهي براي پاسخ به نکرده هاي چهارساله يک دولت؛ «آيا مي دانيد چه تعداد از کارگران در اين سال ها به دليل تعطيل شدن يا واگذاري بخش هاي مختلف به امان خدا سپرده شده اند؟ آيا سرانجام کارگراني که به دنبال معوقات خود بين اداره کار، استانداري و اجراي احکام سردرگمند و شب دست خالي به خانه باز مي گردند، مي دانيد چه مي شود؟ آيا مي دانيد چند کارگر به دليل پرداخت نشدن حق بيمه کسر سابقه دارند؟ آيا منظور شما از کارگران تنها کارگران بخش صنعت است؟ به نظر شما خيل عظيم کشاورزان و کارگران بخش صنعت و خدمات چه مي شود؟ آيا براي صنعت و زحمتکشان عرصه توليد در شهرهاي مختلف کشور از جمله شهر هفت چنار که از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري است و سال ها چرخ توليد و صنعت را به گردش درآورده اند و عسلويه ها ساخته اند و اکنون دربه در تعطيلي عسلويه به دنبال کار و لقمه ناني هستند فکري مي شود؟ آيا براي کارگراني که کمتر از بيمه پرداخت کرده اند و بدون تقسيم بيکار مي شوند و به آنها مي گويند چون يک سال بيمه پرداخت نکرده ايد مشمول بيمه بيکاري نمي شويد، فکري کرده ايد؟» موسي الرضا ثروتي نماينده بجنورد هم به اين وزير پيشنهادي که ناخواسته سخت گرفتار روز پرتنشي شده بود، شوک جديدي وارد کرد و پرسيد اين چه رسمي است که در اين مملکت اگر يک فرد در يک هفته يک ساعت هم کار کند، شاغل محسوب مي شود؛ «اگر هر نفر در هفته يک ساعت هم کار داشته باشد شاغل محسوب مي شود، آيا اين شاغل بودن است؟ در آمار سرشماري سال 85 ديديم مي رفتند در خانه ها و دق الباب مي کردند و مي پرسيدند شما در هفته يک ساعت کار مي کنيد. آن فرد روستايي هم مي گفت من هفته يي 100 ساعت کار مي کنم. اما براي سرشماري بايد به شهرها بياييد و ببينيد که مردم هفته يي 44 ساعت کار مي کنند؛ اما نمي توانند زندگي شان را تامين کنند، چرا؟ دليل آن تنها اين است که در چنين نرم افزاري که در غرب مورد استفاده قرار مي گيرد يک ساعت ارزش افزوده کار برابر يک سال کار دامدار ما است. يک ساعت ارزش افزوده آنها با يک سال کار ما برابري مي کند، اينها نکاتي است که بايد به آن توجه کرد و دولت نهم توجه نکرد.» شيخ الاسلامي هم وقتي نوبت سخنراني اش رسيد ديگر اشتباهش را تکرار نکرد و از برنامه اش تنها جاهايي را خواند که آمار نداشت تا حداقل پشت تريبون مجلس اظهارات رئيس دولت نهم در کاهش بيکاري دولت عدالت محور نسبت به دولت خاتمي را تکرار نکند.د.

منبع: روزنامه اعتماد، گروه سياسي، صبا آذرپيک

تجاوزات و جنايات شكنجه‌گاه كهريزك با اطلاع شخص خامنه‌اى بوده است

خامنه‌اى آمر اصلى جنايت و تجاوز در زندانهاى آخوندى

ساير تصاوير

روز گذشته فاش شد خامنهاى ولىفقيه ارتجاع و دفتر وى از يكسال پيش از جنايات و تجاوزاتى كه در كهريزك صورت مىگرفته اطلاع داشتهاند.
يكى ازسايتهاى متعلق به موسوى به نام موج سبز نوشت: دفتر رهبرى در اقدامى نامناسب با پرداخت پول به بازداشت‌شدگان کهريزک تحت عنوان ”دلجويى رهبرى“ تلاش کرده آنها را راضى کند که از طرح آزار و اذيت‌هاى صورت گرفته در دوره‌ى بازداشت در رسانه‌ها خوددارى و پيگيرى اين موضوع را رها کنند.
اين منبع مبلغ اين پول را يك ميليون تومان به بالا ذكر كرد و افزود: اسنادى وجود دارد كه نشان مى‌دهد اگر هم شخص رهبرى بر فرض مطلع نبوده، بى‌شک دفتر رهبرى لااقل از يک سال قبل در جريان جنايتهاى کهريزک بوده است.
مسئولان دفتر رهبرى مى‌دانند که يکى از چهره‌هاى به مراتب نزديک‌تر از آقاى روح‌الامينى به نظام، سال گذشته شکايت‌نامه‌اى را در خصوص بازداشت دو روزه‌ى فرزندش در کهريزک براى رهبرى ارسال کرد و رهبر هم آن را به بازرسى ارجاع داد و بازرسى هم به ناجا در نهايت کار به شکواييه‌اى دوباره به رهبر رسيد. جرم آن جوان تنها اين بود که تصادف کرده بود اما در جلسه‌ى دادگاه حرفى زده بود که قاضى بهخاطر لجاجت با او، دستور بازداشت دو روزه‌اش در کهريزک را داده بود؛ دستورى که حتى باعث تعجب مأموران انتظامى شد که به او مى‌گفتند: هر کارى مى‌توانى بکن تا به کهريزک نروى، وگرنه معلوم نيست سالم برگردى! آيا مسئولان دفتر رهبرى اين گردش کار دفتر بازرسى ويژه را بهخاطر نمى‌آورند و يادشان نيست که در همين دو روز چه بر سر اين جوان آمده بود؟

مکانیسم پیچیده شکنجه جنسی ( مصاحبه با یک روان‌درمانگر )

شکنجه‌ی زندانی برای دستیابی به "راز" او، روشی مرسوم در بازداشت‌گاه ‌هاست. تجاوز جنسی به زندانی اما "راز"ی است که گاه، قربانی و متجاوز هر دو بر مکتوم ماندن‌اش می‌کوشند. دلیل چیست و درمان کدام است؟ گفتگو با رضا کاظم‌زاده.
رضا کاظم‌زاده، روان‌درمانگر و پژوهشگر مسائل اجتماعی از همکاران موسسه‌ای در شهر بروکسل است که به روان ‌درمانی پناهندگان و شکنجه‌شدگان می‌پردازد.

دویچه وله: رسانه‌ای شدن بحث تجاوز در بازداشتگاه‌های ایران و همدردی افکار عمومی با قربانیان تجاوز جنسی، کمکی به شکستن تابوهای فرهنگی در این موارد می‌کند؟
رضا کاظم‌زاده: مسلما. قربانی تجاوز برای صحبت کردن در باره شکنجه‌ای که به او اعمال شده، نیاز به فضای امن دارد. عمومی شدن این بحث‌، کمک می‌کند که قربانی احساس اعتماد بیشتری برای صحبت کردن پیدا کند. توجه و حساسیت افکار عمومی در عین حال، زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پیشگیری از چنین آزاری را هم فراهم می‌سازد.
خط تمایز تجاوز جنسی با سایر آزارهایی که نسبت به زندانی اعمال می‌شوند، در چیست؟
تجاوز یا آزار جنسی یکی از انواع شکنجه است. در شکنجه‌ی غیرجنسی، شلاق می‌زنند، اعدام نمایشی می‌کنند، گرسنگی می‌دهند، زندانی را تنها می‌گذارند و غیره. اما تجاوز جنسی، شکنجه‌ای است که مربوط به تابوهای فرهنگی می‌شود. با تجاوز جنسی، یکسری قراردادهای فرهنگی و اخلاقی مرسوم زیرپا گذاشته می‌شود. مکانیسم فشار تجاوز جنسی بسیار پیچیده‌تر از سایر آزارهاست و چون با تابوهای فرهنگی سر و کار دارد، به راحتی قابل بازگو کردن نیست.
چرا تجاوز جنسی، در مقایسه با شکنجه‌های دیگر، شدیدتر ارزشیابی می‌شود؟ مثلا آیا روندی که منجر به اعتراف‌گیری می‌شود، شدت کمتری دارد؟
تفاوت‌ها در هدف است. از زندانی اعتراف گرفته می‌شود تا با نمایش آن، در رابطه فرد با گروهش اختلال ایجاد کرده یا او را در میان آن گروه منزوی و بی‌مقدار کنند. اما تجاوز، با مسائل جنسی مربوط است که کاملا خصوصی است و وقتی علنی شود، ایجاد شرم می‌کند. با تابوهای فرهنگی مربوط است. بازجو مانند اعترافات، تجاوز را علنی نمی‌کند، بلکه آن را چون رازی بین خود و زندانی نگاه می‌دارد. پیچیدگی موضوع در این است که فرد قربانی، در حالت ترس و نگرانی به سر می‌برد که مبادا این راز برملا شود. از یک‌طرف احساس تحقیر و از طرف دیگر احساس گناه می‌کند و چون نمی‌خواهد در باره این وضع حرف بزند، از دیگران فاصله می‌گیرد.
به همان آغاز صحبت برمی‌گردیم. دامنه‌دار شدن بحث تجاوز، کمکی به افشای مکانیسم این فشار نیست؟ در جامعه ما بیشتر از متجاوز، تجاوز شونده است که احساس شرم و گناه می‌کند.
چرا. در بحث اعتراف مهم این است که ما از پارادایم قهرمان و ضد قهرمان بیرون بیاییم و توقع نداشته باشیم که افراد درهر شرایطی عقاید خود را به جان خود یا خانواده‌شان ترجیح دهند. این است که باید همه جا اعلام شود این حرف‌ها تحت شکنجه زده شده و اعتباری ندارد.
در مورد مسائل جنسی موضوع فرق می‌کند. صحبت کردن در باره تجاوز و یاد کردن از فرد به عنوان قربانی، کمک می‌کند که او بتواند دوباره با محیط ارتباط سالم برقرار کند و از انزوا و احساس گناه دور شود.
تفاوت عوارض شکنجه‌های غیرجنسی با آزار جنسی چیست؟
تفاوت تجاوز با شکنجه‌های دیگر اینست که شلاق خوردن و گرسنگی کشیدن و تنهایی زندانی با آزاد شدن، قطع می‌شود اما حقارت و شرم و درد ناشی از تجاوز با اتمام دوران زندان پایان نمی‌گیرد. فرد مورد تجاوز قرار گرفته، مدت‌‌ها با بدن خود و مناسبات جنسی دچار مشکل می‌شود. سردمزاجی در زنان یا ناتوانی جنسی در مردان از جمله این مشکلات هستند. مردان زندانی که به آنها تجاوز جنسی مکرر در پریودهای طولانی شده، دیگر تمایل نسبت به جنس مخالف را از دست می‌دهند و احساس می‌کنند هویت جنس‌شان دستخوش تغییر شده است.
برای درمان عوارضی که بر شمردید، چه توصیه‌ای به قربانیان می‌توان کرد؟
شیوه‌های مختلفی هست. یکی از شایع‌ترین آنها روان درمانی است. اساسا شکنجه در یک رابطه اعمال می‌شود. یعنی فرد قربانی در رابطه با انسان دیگری، جراحت‌ها و ناراحتی‌هایی را متحمل می‌شود. در نتیجه، درمان نیز باید در یک رابطه آغاز شود. مشکلی که از طریق رابطه ایجاد می‌شود، باید در خلال رابطه معالجه شود. وجود "دیگری" برای این افراد خیلی مهم است. منظور تنها روانشناس یا روانپزشک نیست، فردی از خانواده نیز می‌تواند همراهی کند.
باید به خانواده‌ها آگاهی داد. خانواده‌ها بارها از من پرسیده اند در باره شکنجه و تجاوز باید حرف زد یا نه؟ بسیاری فکر می‌کنند بهتر است سکوت کنند، در حالیکه‌ سکوت، انزوا و فراموشی و احساس تنهایی فرد قربانی را تشدید می‌کند.
قربانی را چگونه باید آماده درمان کرد؟
نباید در هر حالتی قربانی را به حرف زدن مجبور کرد. قربانی تنها در شرایطی که به طرف صحبت اعتماد کند، به زبان می‌آید. مرکزی که من در آن کار می‌کنم، علاوه بر درمان دونفره، درمان گروهی هم دارد. یعنی افراد آسیب‌دیده با یکدیگر فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی مشترکی انجام می‌دهند. مهم این است که فرد اجتماعی شود و با دنیای بیرون، رابطه دوباره پیدا کند.
آیا فراگیر شدن بحث تجاوز و آزار زندانی در ایران، موجب شده که برخی بیماران شما راحت‌‌تر در باره تجربه‌های خود صحبت کنند؟
من واکنش‌های متفاوتی دیده‌ام. برخی هستند که سال‌ها در این مورد حرف نزده‌اند و نیاز به روند طولانی برای شکستن سکوت دارند. تاثیری که من دیدم، این است که بخشی از مراجعان من دوباره ناراحت و منقلب شده‌اند، کابوس‌ها و دردهای بدنی آنها شروع شده و احساس گناه می‌کنند. کسانی هستند که می‌گویند چرا ما در ایران نیستیم که کمکی بکنیم.
بازگشت به گذشته، مشکلات زیادی برای مریض‌های من داشته، اما انرژی‌های مثبتی را هم آزاد کرده است. من کسی را داشتم که حدود ۲۰ سال با هیچکس در باره دوران زندان و آزارهایی که دیده بود، صحبت نکرده بود. رویدادهای اخیر موجب شد که او رفته رفته شروع کرد با اطرافیان خود در باره تجربه‌هایش حرف زدن و این برایش خیلی مثبت بود. عواطف و احساسات عمیقا سرکوب شده در این افراد زنده شده‌‌اند.
در بررسی این مسئله یا تشویق دیگران به صحبت، تا کجا باید پیش رفت؟ کسانی می‌گویند در تشریح خشونت‌های رایج نباید زیاد وارد جزییات شد، زیرا همین خودش ممکن است خشونت‌آفرین باشد.
این درست است که واداشتن قربانی به گفتن همه جزییات، فشار زیادی بر اوست. اما وقتی واقعیت‌ها نوشته و شرح داده شد، نگاه موشکافانه به آن در همه جنبه‌ها مهم است. من که کار درمانی می‌کنم، باید در باره درمان بنویسم، خبرنگاران باید گزارش‌ها را طرح کنند و نویسنده با قلم و تخیل خود، زندگی و ماجرایی را بازسازی ‌کند.
هدف شکنجه‌گر اینست که رازی را از درون زندانی بیرون بکشد. اما با تجاوز، همزمان راز دیگری به زندانی می‌دهد. این راز، فشار و آزاری است که به او وارد کرده ولی گفتنی نیست. هرگونه اطلاع رسانی در باره شکنجه و تجاوز، کمکی است به افشای این راز که قرار بوده تنها بین زندانی و زندانبان بماند. برملا کردن این راز خود بخود مکانیسم تجاوز و آزار جنسی را دچار اختلال می‌کند.
مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح
تحریریه: کیواندخت قهاری

جامعه علمی ايران نگران «پاکسازی» دانشگاه ها

* خامنه ای خواستار بازبينی در رشته های تحصيلی علوم انسانی است

University_Khamenehee

نيويورک تايمز زير عنوان «تصفيه دانشگاهها ترسناک است» می نويسد همزمان با آماده شدن دانشگاههای ايران برای شروع کلاس های درس در اين ماه، به گفته استادان و تحليلگران سياسی در داخل و خارج از ايران، اين نگرانی درجامعه علمی شدت گرفته است که دولت دانشکده ها، استادان و رشته های درسی را که غير اسلامی تشخيص داده شوند به اصطلاح پاکسازی خواهد کرد.
نيويورک تايمزمی نويسد نگرانی ها بدان جهت شدت گرفته است که سخنرانی های آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد و محمود احمدی نژاد ریيس جمهوری، همراه با اعترافات زندانيان سياسی، القاگر آن است که تحقيق در رشته ها و ايده های سکولار، دانشگاهها را به مراکزی برای تعليم و پرورش ناآرامی های سياسی پس از انتخابات مورد اختلاف رياست جمهوری مبدل ساخته است.
نيويورک تايمز می نويسد آيت الله خامنه ای در اين هفته گفت تحصيل علوم اجتماعی شکاکيت و ترديد را ترويج می کند. او، به گزارش آژانس های خبری، از مدافعان سرسخت اسلام خواست علوم انسانی را که در دانشگاههای ايران تدريس می شود، و مروج سکولاريسم است، بازبينی کنند.
نيويورک تايمزمی نويسد به گزارش ايرنا، خبرگزاری دولتی ایران، آيت الله خامنه ای روز يکشنبه در اجتماعی از دانشجويان و استادان گفت بسياری ازعلوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها ماديگری و بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی است، و آموزش اين علوم موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی می شود.
نيويورک تايمز می نويسد محافظه کاران در ايران، سالهاست به آموزش رشته هایی نظير فلسفه و جامعه شناسی مظنون اند. در نخستين سالهای انقلاب اسلامی رهبران کشور دانشگاهها را بستند و سعی کردند رشته های درسی را برای تطبيق با ايدئولوژی انقلابی خود تصفيه کنند. اين تلاش در غايت، زير فشار نيروهایی واقع بين تر و مشتاق مشارکت با اقتصاديات غرب، و يک جمعيت دانشگاهی گرسنه برای ايده های نوين و تماس با غرب، به شکست انجاميد. اما اين شکست هيچگاه تفاوت های ايدئولوژيک را بر طرف نساخت که اتفاق نظر در کشور را بر سر حتی يک مسير و يا يک هويت غير ممکن ساخته است. در سالهای اخير، استادانی که درکنفرانس هایی در خارج شرکت کردند، و يا در برنامه های مبادلات فرهنگی شرکت جستند، اغلب در کشور يا بد نام شدند و يا مورد ظن قرار گرفتند. بعضی ها نيز به اتهام تدارک ديدن انقلابی مخملی بازداشت شدند.

Iran_Election_5

نيويورک تايمز می نويسد سخنرانی های اخير رهبران کشور گويای آن است که آنها از اين پس و بعداز ماهها تلاش بی حاصل برای خاموش ساختن بحران سياسی ناشی از انتخابات، ممکن است حاضر نباشند با هيچ گونه موردی کنار بيايند که جایی برای ابهام داشته باشد.
نيويورک تايمز نظر مارک فيتزپاتريک، يکی از کارشناسان ارشد در انستيتوی بين المللی تحقيقات استراتژيک در لندن، را نقل می کند که می گويد ايران درگير بحران مشروعيت رژيم است – بحرانی که از ناتوانی رژيم در تحقق بخشيدن به خواست های يک جمعيت رو به رشد جوان برای اصلاحات و دگرگونی مايه می گيرد. تنها کاری که اين رژيم می تواند به آن فکرکند متوقف ساختن آموزش علوم انسانی است.