كمپين كوچ سبز» واقعا" اثرگذار است!شاهدش «وحشت» كيهان!

اول خبر ويژه «كيهان» سه شنبه را بخوانيد:
پادوي فراري در نقش پارتيزان!
كاتب ويژه خاتمي در زمان رياست جمهوري وي، با لحني احساسي و تحريك آميز، سران احزاب مدعي اصلاحات را به خاظر عدم تداوم آشوبگري مورد سرزنش قرار داد و از آنها خواست به «كمپين كوچ سبز» بپيوندند. بابك داد با بيان اينكه بعد از دوماه چرا خبري از سران دستگير نشده احزاب اصلاح طلب نيست تا محكم عليه اين نظام نامشروع حرف بزنند، مي نويسد:«چرا آنها نقش خود را با جديت بيشتر و در اختفاء ايفا نكنند؟ چرا هزينه هاي كوچ براي فاش گويي را نپذيرند؟ چرا از خانه دل نمي كنند و كوچ سبز را تجربه نمي كنند؟ آنها با كوچ و اختفاء در همين سرزمين، افشاگري كنند. كروبي و موسوي از جان گذشته اند، اما به تعداد بيشتري از رهبران دست از جان شسته نياز است.خوشبختانه ما الان موسوي را داريم كه يكبار غسل شهادت كرده.»
گفتني است نامبرده در حالي كه از كشور خارج شده، با همكاري سرويس هاي امنيتي بيگانه و رسانه هاي در اختيار آنها نظير «گويانيوز» و «بي بي سي» چنين القاء مي كند كه در داخل كشور متواري است و شجاعانه(!) در حال مبارزه است تا با اين ترفند، برخي عناصر ساده لوح، خام و جوگير شوند. علت رويكرد به پروژه جديد هم اين است كه عناصر ضد انقلاب به مراتب گردن كلفت تر از آقاي داد، كه وي حتي پادوي آنها هم محسوب نمي شود، به محض علني شدن اقامت در خارج، تمام خاصيت و ارزش خود را براي سرويسهاي جاسوسي آن كشورهااز دست داده و تبديل به مهره سوخته و تاريخ مصرف گذشته شده اند! بنابراين پروژه «كوچ سبز» – بخوانيد پوچ سبز!- را از طريق يك مهره ميداني سرخورده به اجرا گذاشته اند و گاه از طريق انتشار مقاله اي از وي در گويا نيوز و گاه مصاحبه تلفني بي بي سي با وي از مخفي گاه(!!) چنين القاء مي كنند كه وي هنوز در ايران است.
ذكر اين نكته هم به جاست كه گروهك هاي ضدانقلاب، پس از دست به اسلحه شدن و برپايي انفجارهاي وحشيانه و عمليات تروريستي، به اختفاء در خانه هاي تيمي و سپس فرار به خارج از كشور روي آورده اند.
(توضيح براي جوانها: پادو به معني شاگرد و پارتيزان به معناي چريك و مبارز مخفي است)
***
خبر ويژه(!) كيهان، چند نكته دارد كه براي ادامه حركتهاي مؤثر جنبش سبز بسيار اهميت دارند.
اين خبر «فقط يك ساعت!» بعد از انتشار مقاله ام «كمپين كوچ سبز سران احزاب» در گويا نيوز و وبلاگم، با عجله و عصبانيت نوشته شده و در روزنامه سه شنبه كيهان منتشر شده است! يادداشت من «غروب دوشنبه» منتشر شده و مي دانيد روزنامه هاي صبح مثل كيهان، نهايتا" تا ساعت 8 يا 9 شب به چاپخانه مي روند! پس بين مطالعه آن مطلب و نوشتن خبري ويژه و كذب براي «خنثي كردن» اينگونه كوچهاي سبز، كمتر از يك ساعت انجام شده و چنان با تعجيل و عصبيت كه حتي مصاحبه هايم با صداي آمريكا را اشتباها" مصاحبه هاي تلفني با بي بي سي در آن درج كرده، گوياي چيست؟ انتشار خبر دروغ «خروج بابك داد از ايران» مي تواند تصميمي از قبل باشد تا بدين ترتيب از ميزان «اثرگذاري» اين كوچ و اختفاء و نوشتن ها و گفتن هايم در اين هفتاد و چند روز بكاهد و آبروي مأموران امنيتي را بازخريد كند! اما مونتاژ عجولانه آن خبر با تمسخر طرح «كمپين عمومي كوچ سبز سران احزاب» نشان دهنده عمق وحشتي است كه از آن طرح بر جان ستاد كودتا و نام افتاده است. مطلب «پادوي فراري در تقش پارتيزان» نشان عمق اثرگذاري و روحيه بخشي «مبارزه» كسي است كه تازه يك «پادوي ناقابل» است كه با «يك قلم ناقابل»، توانسته آنچنان تأثيرگذار و روحيه بخش باشد كه از رتبه تحقيرآميز «پادويي»، به رتبه يك «پارتيزان!» ارتقاء منزلت و اهميت پيدا كند كه كيهان را به تآثيرگذاري نوشته هايش روي «عناصري ساده لوح» يعني مردم وادار به اعتراف نمايد و از «خام و جوگير شدن» مردم به وحشت بيفتد! كيهان كه روزنامه «ارگان ستاد كودتاچيان» است و مستقيما" زير نظر رهبري چاپ مي شود، سعي كرده با تحقير اين «پادو» و جعل خبر خروجش از كشور، از «تأثير» كلام او بر مردمي كه ممكن است «جوگير و خام!» شوند، جلوگيري نمايد و پيشاپيش از آغاز حركت جمعي «پارتيزان هاي ديگر» جلوگيري كند. حركت جمعي و كمپيني كه ممكن است خيلي از اعضاي آن، مثل بابك داد يك «پادو» و «پارتيزان» ساده نباشند، بلكه گروهي «عناصر گردن كلفت تر از آقاي داد» و هر كدامشان يك «ژنرال» باشند و تأثير كارشان «صدبرابر» تأثير كار اين «پارتيزان» باشد.
كيهان تلاش خامي كرده با «انكار» حضور و اختفاء من و خانواده ام در ايران، كه در غصب نيروهاي امنيتي آنهاست، به زعم خود اينگونه حركتها و تأثيراتشان را خنثي نمايد. يعني هر كس به اين كمپين پيوست، كيهان اعلام كند او از ايران خارج شده تا مثلا" تأثير كلام و روحيه بخشي سخنان و طرحهايش را بي اثر كند. در صورتي كه مردم ما به سخن فرد توجه مي كنند نه جايي كه هست، هرچند حضور در اين سرزمين، «تحقير» قدرت امنيتي نظام است و باعث تقويت روحيه مردمي مي شود كه گاهي اسير «خبر سازيهاي دروغين» ستاد كودتاچيان مي شوند و ترس مانع مي شود مسئوليتهاي مدني خود براي سرنگوني اين نظام كودتايي را انجام بدهند.
خبر ويژه كيهان نشان از عجز و بي نتيجه بودن دوندگي ها و تلاشهاي مأموران امنيتي براي دستگيري من است وگرنه به كسي كه از كشور خارج شده باشد، عنوان «پارتيزان فراري» نمي دهند! همكاران آدمخوار آقاي شريعتمداري بعد از تصرف منزل ما، و به رغم دهها لطايف الحيل و خدعه و تله گذاري، بارها تا چند قدمي دستگيري ام آمده اند، ولي لطف خداوند و كمي وقت شناسي و هوشياري و «اصل دل كندن»، باعث شده مأموران بي لياقتشان وقتي برسند كه ما رفته ايم و دست از پا درازتر برگردند. دهها مدل خدعه با ايميل و كامنتها به كار بستند تا با ترفندهاي مختلف، از من جوابي يا ردي يا نشاني بگيرند و پيدايم كنند. آنها هفتاد و چند روز است به معناي مطلق كلمه «تحقير» شده اند و تحقير دستگاه عريض و طويل اطلاعاتي و امنيتي كودتاچيان و نظام، بايد هم باعث عصبانيت و خشم كيهان شود و مرا با الفاظي مثل «كاتب خاتمي» يا «پادو» مثلا" تحقير كند. يا طبق معمول مرا به سرويسهاي بيگانه نسبت بدهند و يا بودنم را در داخل ايران «انكار» كنند. راستش اگر لطفهاي بي نهايت الهي نبود، باورش ساده نبود. مگر مي شود كسي در اين كشور كه تعداد نيروهاي امنيتي و بسيجي و پليس هايش، دو برابر جمعيت هفتاد ميليوني(!) است، و فقر باعث شده خيلي را به خبرچيني و آدم فروشي مجبور كنند، كسي بتواند با خانواده اش از اين شهر به آن شهر برود و گير هم نيفتد؟ تقريبا" محال است! براي اين مي گويم تقريبا" ، چون اين محال، فعلا" هفتاد و چند روز است دارد اتفاق مي افتد (و ان يكاد الذين كفروا ليز لقونك بابصارهم لما سمعوالذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين)!
اثبات اينكه من كار آساني نيست و من تلاشي براي اثبات اين واقعيت در ايران هستم نمي كنم به خطراتش نمي ارزد و «خار چشم» مأموران امنيتي و مقامات نظام هستم. آنها بايد ادعايشان را اثبات كنند! بالاخره در صورت خروج از كشور، بايد يك جايي در اين دنيا باشم! شما كه «شهرام جزايري» را بعد از فرار در مخفيگاهش در شارجه و دوبي يافتيد و با هواپيماي اختصاصي او را آورديد، عاجز و درمانده شده ايد بگوئيد اگر بابك داد از ايران رفته، پس كجاست؟ اين «انكار حضور من در ايران» پاسخ عاجزانه ستاد كودتا به هفتاد روز تحقير و «انكار توان امنيتي» آنها آن هم توسط يك «پادو» است! من درد دوستان كيهاني را مي فهمم و راستش به آنها حق مي دهم چنين عصباني باشند. اينكه يك «پادو» و يك «كاتب» آن قدر مورد لطف خدا و مردم است و «صد قافله دل همره اوست» و خدا حافظ اوست و با اين بودنش در كشوري كه شما ادعا داريد تحت كنترلتان است، باعث «تحقير و انكار» توان امنيتي نظام اسلامي شده، انصافا" خيلي براي مقامات نظام «سوزناك» است.
كيهان لطف بزرگي كرده و به طور غير مستقيم اعتراف كرده وقتي يك «پادو» مي تواند با تحقير دستگاه امنيتي نظام و نوشتن در همين سرزمين، تبديل به يك «پارتيزان» بشود، پس ببينيد اگر آدمهاي بزرگتر از يك «پادو»، كساني مثل سران احزاب يا چهره هاي مشهورتر از بابك داد، چنين كاري كنند و با «كوچ سبز در وطن» و رفتن به محلي امن و مخفي شدن، به فاش گويي و روشنگري و ارائه راههاي مبارزه و هدايت حركتهاي نافرماني مدني روي بياورند، نظام نامشروع اسلامي شان دچار چه بدبختي بزرگي مي شود؟! ستاد كودتا كه آقاي شريعتمداري عضو فعال آن است ،از طرح «ايجاد كمپين كوچ سبز» چنان به هول و هراس افتاده اند كه كمتر از «دو ساعت بعد» از انتشار مطلبم در گويانيوز و وبلاگم، «خبر ويژه اي» را چنين عجولانه تنظيم كردند تا در روزنامه ديروز «كيهان» منتشر كنند. پيداست تأثير اين «حضور» در ميان مردم و ايجاد روحيه مضاعف در آنها، بدجوري ستاد كودتا را به وحشت انداخته و از «خام و جوگير شدن» مردم ترسيده اند.
«دستپاچگي» كيهان و وحشت ستاد كودتا از شروع و همه گير شدن اين «كمپين تأثيرگذار» چنان است كه براي نوشتن اين مطلب عجولانه، دچار چند خطاي فاحش شده اند. علاوه بر متن ناشيانه خبر، از مصاحبه هاي تلفني بابك داد با «بي بي سي» نوشته. همين تكه خبر، يك اشتباه فاحش دارد و يك اعتراف بزرگ! من از بدو تأسيس شبكه فارسي بي بي سي تا امروز، با اين شبكه هيچگونه مصاحبه اي نداشته ام و احتمالا" منظور كيهان وحشتزده، مصاحبه روتين و هفتگي جمعه شبهايم با برنامه «تفسير خبر» صداي آمريكاست كه حدودا" از چندماه قبل از انتخابات انجام مي شود. بعد از كودتا و شروع «كوچ سبزمان»، ناچار شدم به مخاطبان اعلام كنم اگر مي بينيد زير تصويرم در صداي آمريكا نوشته اند «بابك داد از ايران» بدانيد بودنم در ايران و مصاحبه كردنم، ناشي از صبوري و سعه صدر مسئولان اين نظام كودتاچي و خونريز نيست.اين نظام تحمل هيچ صداي منتقد و مخالفي را ندارد. و به بينندگان گفتم من بعد از كودتاي 23 خرداد به همراه خانواده ام، ترك ديار و كاشانه و خانه كرديم و حالا در خفا به نوشتن و مصاحبه مي پردازم تا از حقانيت ملت و رأي دزديده شده آنها دفاع و به سهم خود از اين كودتاي سياه افشاگري كنم. سئوال بزرگ بسياري از مخاطبان اين بود كه آقاي عيسي سحرخيز و بابك داد را كه بعد از كودتا، مصاحبه هاي آتشيني با بي بي سي و صداي آمريكا مي كنند، چرا تا حالا دستگير نشده اند؟! بعد از دو هفته خبررساني در اختفاء، عيسي سحرخيز را با خدعه و «گروگان» گرفتن خانواده اش، دستگير كردند و من هم كه با خانواده به كوچ رفتيم، با تمامي اعضاي خانواده مادريم قطع ارتباط كامل كردم و فقط در مقطعي كه از بستري شدن برادرم سيف الله مطلع شدم، قصد عيادتش را داشتم كه به توصيه خانواده، نه به عيادتش در بيمارستان رفتم و نه در مراسم تشييع و ترحيمش حاضر شدم. بسيار سخت بود اما براي هدفي بزرگتر، ادامه اين روحيه بخشي كه حالا كيهان را به اين عصبانيت انداخته، باز هم «دل كندم» و به وداع برادر نرفتم. بعد از چند نفر شنيدم مأموران امنيتي، خيلي «تابلو» در آن تشيع و ترحيم ها حضور داشته اند! اشتباه نكنيد، مقصور «اهميت شخص بابك داد» نيست. «پادوها» في نفسه و در حالت عادي، ارزشي براي اين همه خدعه و برنامه ريزي براي دستگيري ندارند. من هم كسي نيستم كه در حالت عادي ارزش اينهمه تعقيب و گريز داشته باشم. مهم «روشي» است كه انتخاب كرده ام و «اثرش» بر روحيه بخشي به مردم، چنان بوده كه مقامات امنيتي و كيهانيان را به وحشت انداخته است. نظام مي خواهد با سياست «النصر بالرعب / پيروزي با وحشت آفريني» كودتا را پيش ببرد و بر مخالفان چيره شود. انصافا" در ايجاد وحشت در روزهاي اول كودتا، موفق بود و با كثيف ترين جنايتها خوي وحشي و گرگ صفت خود را آشكار كرد تا مردم را خانه نشين كند.
حالا در ميان اين قائله، يك كسي به نام بابك داد پيدا شده كه به قول كيهان يك پادوي بي ارزش! است و از ديدگاه خودم، حتي كمتر، يك حشره ام كه اگر تقدير الهي بر اين باشد، در دماغ نمرود و فرعون خواهد رفت و باعث شكستن بت زمان مي شود! اين آدم با «دل كندن» از همه چيزش و با ترك منزل و خانه بدوشي و اختفاء و نوشتن و گفتن در داخل همين سرزمين و افشاگري و ارائه برنامه هاي براندازانه و نافرماني هاي مدني، همه هيمنه امنيتي نظام زير سئوال برده و به سخره گرفته و بدين ترتيب، «ترس» عده زيادي از مردم از قدرت امنيتي و اطلاعاتي نظام ريخته است! كودتاچيان مي ترسند اين روش كوچ سبز، «فراگير» و تبديل به يك «سنت مبارزه» شود. اعتراف به وحشت كيهان و ستاد كودتاچيان را از همين كوچ سبز و ميزان تأثيرش را مي بينيد؟ آنها نگران «جوگير شدن برخي عناصر» يعني مردم و دانشجويان هستند كه تا چند روز ديگر، با «مهر» از راه مي رسند و كابوس شبانه مقامات نظام شده اند! آنها به خوبي مي دانند با اين روش، سلاح اصلي آنها، يعني «ايجاد ترس در مردم» از بين مي رود و خيزش هاي عمومي مردم بدون ترس شكل خواهد گرفت. براي همين «هزينه بالايي» براي دستگيري و خفه كردن صداي بابك داد متحمل شده اند و مي خواهند به هر شيوه اي، نگذارند اين روش مبارزه پارتيزاني مدني «همه گير» شود. اما انشاءلله با پيوستن چهره هاي مشهور و مؤثر به اين كوچ سبز در وطن، باور كنيد اين نظام كودتايي بدترين ضربه ها را خواهد خورد و فرو مي پاشد. دوستان حزبي دستگير نشده، كه تأثيراتشان از يك «پارتيزان» بيشتر است، با پيوستن به اين كمپين و كوچ سبز، قطعا" به «ژنرال هاي» اين حركت سبز پارتيزاني و مخفي عليه نظام جور و ستم تبديل مي شوند. خبر شتابزده كيهان، اين «نقطه ضعف بزرگ» و وحشت شديدشان از اين شيوه مؤثر را آشكار ساخت..
ترديد نكنيد كمپين كوچ سبز «كليد» براندازي مدني نظام است. اين را روزنامه «كيهان» اثبات كرد و از اين بابت از كيهان و ناشي گري اش صميمانه سپاسگزاري مي كنم. كيهان با اين واكنش عصبي و عجولانه، نشان داد از تأثير شگرف اين حركت خبر دارند و براي همين، چنين به وحشت افتاده اند.
در بخش ديگري از اين خبر ويژه كيهان آمده است:« علت رويكرد به پروژه جديد هم اين است كه عناصر ضد انقلاب به مراتب گردن كلفت تر از آقاي داد، به محض علني شدن اقامت در خارج، تمام خاصيت و ارزش خود را …»
در لابلاي خبر ويژه كيهان، «تأثير» و روحيه بخشي «كوچ سبز در وطن» جا به جا ثابت شده است و در اين فراز(!)، طرح فراخوان ساده يك «پادو» مثل مرا، به «رويكرد به يك پروژه جديد!» ارتقاء درجه داده است! اين اذعان كودتاچيان به يكي از مهمترين خاصيتهاي «جنبش سبز» است كه در آن، همه يك پياده نظام، يك رهبر و يك رسانه اند. فراموش نكنيد «كيهان» رسانه اصلي رهبر و نظام و كودتاچيان، چنين اعترافي كرده كه در جنبش سبز حتي يك «پادو» مي تواند در عين حال، يك «پارتيزان» باشد و به محض درانداختن يك طرح مؤثر براي نافرماني مدني و مقابله با كودتاچيان، از طرف كيهان و ستاد كودتا از پادويي به پارتيزاني و «صاحب رويكرد و پروژه!» معرفي مي شود!
با اين اعتراف ناشيانه «كيهان» پذيرفته كه جنبش سبز «هزاران رهبر بالقوه» دارد كه باعث وحشت كودتاچيان هستند و اگر چند نفرشان با «كوچ سبز» و رفتن به يك جاي امن در داخل كشور، دست به نوشتن بزنند و برنامه هاي نافرماني مدني ارائه بدهند، روحيه مردم و دانشجويان را «صدچندان» مي كنند، «سلاح ايجاد رعب» را از كودتاچيان مي گيرند و هر كدام از ما «پارتيزانها» چنان وحشتي در دل كودتاچيان مي اندازيم كه ناخودآگاه و از فرط دستپاچگي، به تأثير فوق العاده كارمان اقرار مي كنند و حتي به مخالفان خود «ارتقاء درجه» مي دهند!
چرا كيهان اعتراف كرده رسانه هاي بيگانه در مقاله يا مصاحبه تلفني با اين «مهره مياني سرخورده القاء مي كنند كه هنوز در داخل ايران است»؟ كيهان معترف است براي ريختن ترس مردم، اين «بودن در كشور و مبارزه مخفي» حتي از عناصر ضدانقلاب گردن كلفت تر هم «مؤثرتر» است. من البته اصرار دارم اعلام كنم بسياري از رهبران جنبش سبز در خارج كشور هستند و شرافتمندانه به سرنوشت وطن و ملت خود پايبند هستند و فوق العاده عالي به مردم داخل كمك مي كنند و مردم هرگز «به محض خروج از ايران، آنها را بي خاصيت و بي ارزش» نمي انگارند. كيهان به اشتباه گمان مي كند مردم سخنان شخصيتهاي مهاجر و خارج رفته را نمي پذيرند اما اين انتقام كيهان از تأثيرات شخصيتهاي باانگيزه اي است كه در خارج از كشور، سرسختانه به فعاليتهاي سبز خود در ميان ملتها و دولتها و مجامع بين المللي ادامه مي دهند و تاكنون تأثيرات شگرفي در تداوم پيروزيهاي جنبش داشته و دارند. ناراحتي روزنامه كيهان از «القاي حضور اين مهره سرخورده و مياني در داخل كشور» اذعان كودتاچيان به اين واقعيت است كه «كمپين كوچ سبز در وطن» باعث ريخته شدن ترس مردم از نيروهاي امنيتي و «افزايش روحيه نافرماني مدني» سرعت و قدرت بيشتري مي دهد و اي بسا به خيزش هاي دانشجويي و مردمي بيانجامد. براي همين سعي كرده كوچ سبز را با طنز لوس (پوچ سبز!) تمسخر كند و «منافقانه» اين اختفاء و نوشتن و مخالفت مدني را به چيزهايي تشبيه كند كه مرغ پخته را هم به خنده مي اندازد. آنجا كه نوشته: «ذكر اين نكته هم به جاست كه گروهك هاي ضدانقلاب، پس از دست به اسلحه شدن و برپايي انفجارهاي وحشيانه و عمليات تروريستي، به اختفاء در خانه هاي تيمي و سپس فرار به خارج از كشور روي آورده اند.» خبر بد براي كيهان اينكه مردم تصميم دارند بدون خونريزي، بناي نظام فاسد شما را با روشهايي مدني از ريشه بركنند و در اين مسير، چنان خواهند كرد كه تاريخ به صلابت و اتحاد و مدنيت اين ملت بافرهنگ گواهي دهد.شايد جبران وحشي گريهاي كثيف شمايي باشد كه متأسفانه به دليل شناسنامه ايراني تان، چهره ايرانيان را تا حدودي لكه دار ساخت.
ما «اسلحه اي» به نام قلم و سرمايه اي به نام حقانيت و دعاي خير مردم را داريم كه عمق اثرشان بسيار بيش از «دست به اسلحه شدن» است. اختفاء ما موقتي است و قصد داريم شما را از سرزمين مادريمان فراري بدهيم. ما جائي نمي رويم. بعد از فراري دادن شما، مي مانيم و «خانه» را آب و جارو مي كنيم و «آغوش ايران» را براي بازگشتن «همه فرزندان ايران»، از هر طيف سياسي و فكري و اعتقادي كه هستند، باز مي كنيم. خبر بدتر براي كيهان اينكه ظرف ديروز و امروز، چند نفر از شخصيتهاي مؤثر برايم ايميل فرستاده اند كه به «كمپين كوچ سبز در وطن» مي پيوندند و دارند مدان سفرشان را مي بندند. به زودي صداي انقلاب سبز ما، آنچنان در داخل كشور متكثر خواهد شد كه رهبرتان، به زبان بيايد و بگويد:«صداي انقلابتان را شنيدم!» به ايشان پيغام بدهيد ديگر خيلي دير شده است. چاپيدن و جنايت و ستم كافي است. بايد تشريف ببرند.
پي نوشت: اين يادداشت جوابيه به كيهان نبود. خبر ويژه كيهان باعث شد براي طرح «كمپين كوچ سبز» دلايل فراواني از لابلاي اين خبر بيابم كه براي توضيح دادن آن دلايل و تأكيد بر موفقيت آميز بودن اين كمپين، دست به نوشتن اين مطلب زدم.وگرنه به جز تشكر از كيهان بدليل تأييد ناخودآگاه و اعتراف ناخواسته اش نسبته به موفقيت اين كمپين، دليلي براي پاسخگويي به هتاكي هاي اين رسانه كودتاچي و منحرف نمي بينم.
گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد؛
گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم!

Advertisements
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: