گریه کنید ابرها، ناله کنید رعدها….ببینید با فرزندان وطنمان چه میکنند

آخرین عکس از شهید امیر جلالی فر پس از مصدومیت پیش از تحویل در حال سی تی اسکن در بیمارستان

با ديدن اين نگاه مظلوم ، نافذ و پرمعني اشك از چشماي هر انسان رئوفي در مياد.

روزنامه سرمايه :  جسد جوان و دانشجوي 23 ساله اي كه در ناآرامي هاي 18 تيرماه گذشته دستگير شده بود، روز گذشته از سوي پزشكي قانوني كهريزك به خانواده اش تحويل داده شد. يكي از نزديكان مرحوم امير جوادي  در خصوص جزئيات اين حادثه به «سرمايه» گفت: «امير روز 18 تير دستگير شد. ما تا دو ساعت بعد از گم شدنش خبري از او نداشتيم تا اينكه ماموري از كلانتري 147 كه همراه او بود با موبايل پدر امير تماس گرفت و گفت بياييد بيمارستان فيروزگر. تا نيمه هاي شب امير به دليل شكستگي از چند جا در بدنش در بيمارستان بستري بود و با ضمانت همان مامور و با همراهي پدر امير به بيمارستان لاله شهرك غرب منتقل شد.» وي افزود: «ظهر جمعه 19 تيرماه امير را از بيمارستان مرخص كردند و توسط همان مامور تحويل پليس امنيت و پيشگيري از جرم داده شد و پس از آن ديگر هيچ خبري از امير به ما داده نشد، نه زنگي، نه خبري و نه حتي اسمي از او در ميان بازداشت شدگان زندان اوين نبود، تا اينكه شنبه 3 مردادماه از طرف پليس امنيت شهرري با پدر وي تماس گرفتند و گفتند برويد جسد پسرتان را از پزشكي قانوني كهريزك تحويل بگيريد.

پدر امير جوادي : روز 18 تير با من تماس گرفتند و گفتند بچه شما در بيمارستان فيروز گر است و از ما خواستند به اين بيمارستان برويم. ما هم رفتيم. در آنجا آثار ضرب و شتم برروي بدن امير مشخص و تحت مداوا بود. ما از آنجا او را با ماموري كه همراهش بود به بيمارستان لاله در شهرك غرب منتقل كرديم. در آنجا فهميديم چند جاي بدنش شكستگي دارد و تا ظهر روز 19 تير تحت درمان بود اما ظهراو را مرخص كردند و ما چون مامور همراه او بود مجبور شديم او را تحويل بدهيم. خودم به اتفاق مامور او را بردم و به پليس امنيت تهران تحويل دادم تا مساله حل شود.

متاسفانه از آن تاريخ هيچ اطلاعي از او نداشتيم و در به در دنبال او مي گشتيم اما نتوانستيم هيچ خبري كسب كنيم؛ در ليست زندانيان اوين هم نام پسرم نبود تا اينكه اطلاع دادند بيائيد بچه تان را تحويل بگيريد.

ببينيد پسر من مشكلي نداشت؛ خب از نظر جسمي چند جاي او شكسته بود اما مورد درمان قرار گرفته بود؛ از نظر روحي هم مشكلي نداشت.  به من هم گفت «بابا دارم ميرم؛ انشاالله زود حل مي شه و بيرون ميام». بچه من خيلي راحت رفت؛

من كلا دو پسر دارم و امير فرزند دوم من بود. از 6 سال پيش كه مادر امير فوت كرد من بودم و همين دو بچه كه الان يكي دار فاني را وداع گفته. من مانده ام و بابك.

1591769

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: